جای من در این دنیا نیست.
نه زمانی، نه مکانی، نه شخصی..
هیچ چیز متعلق به من نیست ( :
ديگه بزرگ شديم عزيزم. نميشه فرار كنيم، بايد از پس غمها و تصميمات سخت، به تنهايى بر بیایم.
از آن پس دیگر با غم نجنگیدم؛ کنارش نشستم، مثل دو مسافری که میدانند تا پایان راه هیچ یک از دیگری جدا نخواهد شد.
میبینی؟ طوری در رنج کشیدن ماهر شدهای که گاهی خودت هم زخمهایت را از یاد میبری.
و اما عزیزم، دیدی؟
دیشب هم صبح شد!