برای تو ، برای چشم هایت ، برای من ، برای دردهایم ، برای ما ، برای این همه تنهایی . . .ای کاش خدا کاری کند!
و سپس به همان چیزی که بودم بازگشتم؛
یک سکوتِ طولانی، اِجتناب از گفت و گو و میل به تنهایی.
سعی میکردم برای دیگران انسان خوبی باشم دلشان را نشکنم اما زمانی به خود آمدم که دیگر چیزی از من باقی نمانده بود.