آنقدر در مغزم با خودم حرف زده ام
که اگر آنها را مینوشتم، کتابی میشد به نام:
تمایل به خاموشی در پسِ ذهنی نا آرام.
شخصی است که روزی ، کاملا تصادفی بخشی از زندگیات میشود و تورا نجات میدهد. شخصی که دیگر نمیتوانی زندگی را بدون او تصور کنی.