eitaa logo
دیدار 🍃
299 دنبال‌کننده
862 عکس
518 ویدیو
2 فایل
اشک می‌ریزی و می‌گویی: پس رؤیاهای‌مان چه؟ می‌بوسمت و می‌گویم: «بخواب،‌ در اینجا رؤیا داشتن، خودش رؤیاست.» اسکی؟ نداشته باشیم : ) ناشناس: وقتی حالم خوب نباشه می‌زارم : )
مشاهده در ایتا
دانلود
اون لحظه که تیغ رو دستته و تایپ میکنی براش«مطمعنی؟» اون لحظه خود مرگه...
«امیدوارم انقدری خون ازم بره تا بمیرم.»
مطمعنم که مطمعن نیست... میتونم قسم بخورم :)
چیزی نیست فقط تو داری یه آدم شاد رو میکشی..
که نبودنت غمِ عظیمی‌ست بر دل.
همین.
کاش میشد داد بزنم مامان چرا خوشحالیم رو پیدا نمیکنم و اون میومد از توی کشوی دوم خوشحالیم رو درمیاورد و میگفت پس این چیه خاک تو سر کورت کنن؟
یه جا خوندم نوشته بود "ما صبور نیستم، ما مجبوریم"
یه چیزهایی هست که شاید هیچوقت نفهمی، مثلا اینکه چقدر صدات رو گوش کردم، اینکه چقدر عکس‌هات رو نگاه کردم، اینکه چقدر بهت فکر کردم، اینکه چقدر دوستت دارم.
خوشگلی او را میتوانی توصیف کنی؟ - مثل گل های ارغوانی در دشتی بزرگ، که پروانه ها به دور آن میرقصند؛ و من چون قطره ای هستم که گیر آن است از و گل برگ هایش سرازیر میشَوَد..
مانند سنگ میشوم!.. بی احساس؛ بی شوق و اشتیاق؛ بی رنگ... و تو قاتل این حس های من میشوی.