کاش میشد داد بزنم مامان چرا خوشحالیم رو پیدا نمیکنم و اون میومد از توی کشوی دوم خوشحالیم رو درمیاورد و میگفت پس این چیه خاک تو سر کورت کنن؟
یه چیزهایی هست که شاید هیچوقت نفهمی، مثلا اینکه چقدر صدات رو گوش کردم، اینکه چقدر عکسهات رو نگاه کردم، اینکه چقدر بهت فکر کردم، اینکه چقدر دوستت دارم.
خوشگلی او را میتوانی توصیف کنی؟
- مثل گل های ارغوانی در دشتی بزرگ،
که پروانه ها به دور آن میرقصند؛
و من چون قطره ای هستم
که گیر آن است از و گل برگ هایش سرازیر میشَوَد..
مانند سنگ میشوم!..
بی احساس؛
بی شوق و اشتیاق؛
بی رنگ...
و تو قاتل این حس های من میشوی.