eitaa logo
دانلود
هدایت شده از F𐔎reડh⍺ძe
در شبی از روز های زمستان . . ناخودآگاه یادت کردم و بعد شروع کردم از تو نوشتن ، همان موقع باران بارید و برگه هایم خیس شد . فهمیدم که خدا هم نمی‌خواهد از تو بنویسم و بهت فکر کنم . .
هروقت موج های دریا از رفت‌وبرگشت خسته شدند منم از دوست داشتن تو خسته میشم 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از Parnia
Sloane ⋆ ࣪˖‌ . https://eitaa.com/joinchat/269288985C42e19b8bf0 ˖𓍢ִִ໋ BaX RoYa and PaRi ๋࣭ ⭑