خب کاپیتالیسم: یعنی سرمایه محوری، در اصل در نظام کاپیتالیسم یک فرد خودش مالک سرمایهاشه و خودش اون رو کنترل میکنه همچنین بر ابزار تولید صنایع و تجارت و بازرگانی مالکیت داره.
یعنی هر کس خودش مالک سرمایهگذاری خودشه و زیر نظر دولت انجام نمیشه و تحت کنترل خود فرد هست.
کاپیتالیسم، یک سیستم اقتصادی است که افراد خصوصی مالکیت دارایی را برعهده دارند و مطابق با منافع خود این داراییها را کنترل میکنند.
در این نظام اقتصادی مهم، سرمایهداران عرضه و تقاضا را بهگونهای تنظیم میکنند که بتواند منافع جامعه را نیز مرتفع سازد، بنابراین هیچ برنامهریزی مرکزی یا اقتصاد دستوری در کاپیتالیسم حاکم نیست.
ویژگی اساسی کاپیتالیسم، انگیزه کسب سود است. اگرچه ممکن است در نگاه اول، این ویژگی مخرب یا سطحی به نظر برسد، اما در نظام سرمایهداری هر فرد علاوه بر منافع خویش نیازمند درنظرگرفتن منافع دیگران نیز هست، زیرا بدون پرداختن به خواستههای دیگری، عملاً رسیدن به خواستههای خود امکانپذیر نخواهد بود. همین نفع شخصی است که میتواند بهعنوان موتور پیشران عمل کرده و موجب رونق اقتصادی کشورها شود. ازاینرو ممکن است کاپیتالیسم بتواند به حل مشکلات مربوط به تولید اقتصادی و توزیع منابع، کمک کند.
برخلاف سوسیالیسم یا فئودالیسم که برنامهریزیهای اقتصادی را از طریق روشهای سیاسی متمرکز اعمال میکنند، در نظام سرمایهداری، برنامهریزی اقتصادی از طریق تصمیمگیریهای غیرمتمرکز و داوطلبانه صورت میگیرد.
هر نظام اقتصادی بر مجموعهای از اصول و پایهها استوار است. کاپیتالیسم نیز ستونهای زیربنایی مخصوص به خود را دارد که عبارتاند از:
۱. دارایی خصوصی
۲. منفعت شخصی
۳. رقابت
۴. آزادی انتخاب
۵. نقش محدود دولت
میران تأثیرگذاری هر یک از این پایهها، میتواند اشکال مختلفی از کاپیتالیسم را ایجاد کند.
بهعنوانمثال خالصترین نوع نظام کاپیتالیسم، بازار آزاد یا سرمایهداری آزاد (Laissez-faire Capitalism) است که در آن افراد از تمام قیود آزاد هستند. در کاپیتالیسم آزاد، افراد میتوانند خود تعیین کنند که کجا میخواهند سرمایهگذاری کنند، چه میخواهند تولید کنند یا بفروشند، و کالاها و خدمات را با چه قیمتی میخواهند مبادله کنند. بازار آزاد بدون چککردن و کنترلکردن کار میکند.
در اقتصادهای مختلط که ترکیبی از بازار و دولته، نقش دولت پررنگتر است و تلاش میکند نارساییهای بازار را اصلاح کند؛ اما کاملا خلاف این در کاپیتالیسم نقش دولت بسیار کمرنگ است و کنترل دست خود فرد سرمایهگذار است.
در یک نظام سرمایهداری یا کاپیتالیسم، شخصی که مالک است همه حقوق مرتبط با آن ملک را هم در اختیار دارد.
برای اینکه افراد یا مشاغل بتوانند کالاهای سرمایهای خود را با اطمینان به کار بگیرند، باید نظامی وجود داشته باشد که از حق قانونی آنها برای مالکیت یا انتقال مالکیت خصوصی محافظت کند.
یک جامعه سرمایهداری بر استفاده از این قراردادها، معاملات عادلانه و قانون مسئولیت مدنی برای تسهیل و اجرای حقوق مالکیت خصوصی استوار است.
حالا میریم سراغ سود و زیانهای کاپیتالیسم:
سود حاصل از کاپیتالیسم ارتباط نزدیکی با مفهوم مالکیت خصوصی دارد.
با این تعریف، فرد فقط وقتی که مطمئن باشد معاملهای به شکل مادی یا معنوی به او سود میرساند به طور داوطلبانه وارد معامله مالکیت خصوصی میشود. در چنین معاملاتی، هر یک از طرفین ارزش ذهنی یا سودی بیشتر از این معامله کسب میکنند.
معامله داوطلبانه مکانیسم پیشبرنده فعالیتها در یک نظام سرمایهداری است. مالکین منابع بر سر مصرفکنندگان با یکدیگر رقابت میکنند که آنها هم به نوبه خود با سایر مصرفکنندگان بر سر کالاها و خدمات رقابت دارند.
تمام این فعالیتها در سیستم قیمتگذاری انجام میشود که عرضه و تقاضا را برای ایجاد هماهنگی بین توزیع منابع به تعادل میرساند.
در این نظام، اطلاعات در مورد این که چه چیزی بالاترین ارزش را دارد، از طریق قیمتی که افراد حاضر در بازار به طور داوطلبانه برای کالاها یا خدمات میپردازند منتقل میشود.
به عبارت ساده، این افراد هستند که با تقاضای خود میزان ارزشمندبودن یک کالا یا خدمت را نشان میدهند.
سود نشانگر این مسئله است که ورودیهای کمارزشتر، تبدیل به خروجیهای باارزشتر شدهاند. در عوض، سرمایهدار با عدم مصرف بهینه منابع سرمایهای و تولید خروجیهای کمارزشتر دچار زیان میشود.
امیدوارم توضیحاتی که دادم کافی باشه، اگر سوالی هم داشتید راجع بهش بپرسید بلد باشم پاسخ میدم.
توضیحات چنل چرایی راجع به همین موضوع:
https://eitaa.com/whywhite/2359
https://eitaa.com/whywhite/2358
و همچنین توضیحات چنل انار:
https://eitaa.com/hihihihihijih/18387
https://eitaa.com/hihihihihijih/18386
وآحم
چیزی بزرگ تر از این بند کوتاهی که نوشتم تو ذهنم بود
خب میریم سراغ این
حقیقتا این مبحث خیلی طولانیه و مدتها جای صحبت داره و خوشحال میشم نظراتتون رو راجع بهش بشنوم.