مارکسیستها اغلب به سوسیالیسم به عنوان مرحله اول و ضروری در مسیر حرکت از سرمایهداری به کمونیسم اشاره میکنن.
خود مارکس و انگلس به طور مداوم یا واضح کمونیسم رو از سوسیالیسم جدا نمیکردن!
که همین به سردرگمی بین این دو استدلال دامن زد.
تو سوسیالیسم مالکیت ابزار تولید به صورت عمومی یا دولتیه و تولید و توضیح منابع به صورت جمعی و برای منافع عمومی انجام میشه. کارگران و شهروندان در این سیستم تا جایی که میتونن برای منافع عموم کار میکنن و منافع به دست اومده به صورت عادلانهتری توزیع میشه.
اما این به معنای توزیع کاملا مساوی نیست نظامهای مختلف سوسیالیستی ممکنه رویکردهای متفاوتی در زمینهی توزیع منافع و انگیزههای کاری داشته باشن، نسخههای مختلفی از این ایده جوامع سرمایهداری هم به شکل خدمات بهداشت همگانی یا خدمات اجتماعی مثل مدرسه که با مالیات تأمین میشن وجود داره.
اما کمونیسم چیه؟
وقتی دولت تمام ابزار تولید رو کنترل کرد مرحله بعدی مالکیت جمعیِ کامله، نه تنها فقط مالکیت تولید بلکه مالکیت تمام جنبه های جامعه و اقتصاد از جمله اموال شخصی هدف از لغو مالکیت خصوصی رسیدن به یک جامعه ی بی طبقه، بیپول و بیدولته که توش همه برای یه هدف جمعی که همون سلامتی و خوشحالی و آرامش زادیِ همه است کار میکنن. هر کسی هر کاری که میتونه برای کمک میکنه و فقط هم همون چیزی رو که نیاز داره برمیداره.
همونطور که اول گفتم هیچ کشور کمونیستی واقعی وجود نداره و هیچوقت هم نبوده هر کشوری به خودش میگه کمونیست در واقع یک کشور سوسیالیسته که تا یه حدی دولت کنترل روی اشتغال و اقتصاد داره.
حتی روسیهی کمونیست که خیلیها بهش اشاره میکنن در واقع به اسم اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی شناخته شد.
خلاصه اینکه اکثر مکاتب اقتصادی سوسیالیسم رو مرحلهی اول رسیدن به کمونیسم میدونن، یعنی زمانی که دولت کنترل کامل روی جامعه و اقتصاد داشته باشه؛ اما همین کنترل کامل دلیل اصلیه یکی از رسیدن کشورهای سوسیالیست به اون ایدهآل رو سخت میکنه.. تو کشورهایی مثل شوروی سابق، ونزوئلا، ویتنام و کره ی شمالی فساد خیلی زیاده اونایی که تو قدرت هستن به جای اینکه از این قدرت برای کمک به جامعه استفاده کنن ازش سوءاستفاده میکنن و حاضر نیستند قدرتشون رو به مردم بدن با این حال وقتی آرمانهای سوسیالیستی با سرمایهداری ترکیب میشه، میتونه خیلی موفق باشه.
بسیاری از کشورهای اسکاندیناوی مثل سوئد و نروژ مثال خوبیان. بزرگترین دلیل اینکه چرا تا حالا هیچ کشور کمونیستی ندیدیم مشکل انسانی قلبه بر قدرت، طمع و وسایل دولته.
پس به طور خلاصه فرق این دوتا چیشد؟
ساختار اقتصادی در سوسیالیسم اغلب دولتیه؛ اما در کمونیسم اقتصاد عمومیه و همیشه کاملا مشترکه، تو سوسیالیسم دولت هدایت کنندهی اقتصاد و توزیع کنندهی ثروته؛ اما توی کمونیسم در نهایت دولت باید از بین بره.
در بحث توزیع ثروت سوسیالیسم به دنبال برابری بیشتره؛ اما کمونیسم به دنبال برابری کامله و در آخر..
هدف نهایی سوسیالیسم برابری اجتماعی و اقتصادی است؛ اما هدف نهایی کمونیسم رسیدن به یک جامعهی بدون طبقه و بدون دولت است.
+ مغازه دار عزیز به نظرت اگه بجای این اجتماع چند روزه مردم انقلابی و عاشق نظام و رهبری ، تجمع اغتشاشگرای پهلوی و زن زندگی آزادی بود ، آیا به این راحتی میتونستی مغازه ات رو باز نگه داری و کاسبی کنی ؟:) این یکی از دلایل اثبات حق بودنه+
S:
ببخشید ولی دقیقا منطقتون بر حسب چیه؟
محض اطلاع ما نه اغتشاشگریم نه خرابکار، ما فقط معترضیم به وضعیت موجود
حق نداریم اعتراض خودمونو اعلام کنیم؟
گیریم که یه عدهای اومدن یه سری کارهای اشتباهی رو انجام دادن (که ما اصلا نمیدونیم دقیقا قصدشون چی بوده در کل)
ولی این به این معنا نیست که به همهی معترضکنندهها برچسب اغتشاشگر بزنید.