اتفاقی که در این دو روز رخداد از نظر من اینطور تعریف میشه که؛
وضع اقتصادی به طرز فجیعی افتضاح شده بود افتضاحتر از همیشه، منی که کل زندگیم رو به تخم مرغی پسنده کرده بودم که هم غذای سالمه هم ارزان دیگه همون هم نمیتونستم با خیال راحت بخورم، عذاب وجدان سرتاسر وجودم رو فرا میگرفت که خانوادهام مجبورن برای یه تخم مرغ این اندازه هزینه کنند...
و این فقط یک مثال ساده از وضعیت افتضاح اقتصادی بود.
خب قاعدتا مردم تا یه حدی صبر میکنند تا یه حدی بودجه مالیشون میتونه از پس این بالا رفتن قیمتها بربیاد، حتی اونی که درآمد خوبی داشت تو اون وضعیت اقتصادی نمیتوانست با همون درآمد خوب از پس این قیمتهای فجیع بربیاد چه برسه قشر کمدرآمد یا بدون درآمدِ جامعه.
بالاخره مردم صداشون در اومد از وضعیت افتضاح اقتصادی و از اون طرف پهلوی که خارج از کشور بود متوجه این قضیه شد اومد از اون وضعیت که مردم در احساساتِ غم و خشم و عذاب وجدان و کلی احساس دیگه غرق شده بودن سواستفاده کرد و گفت بریزید بیرون و به جاهای نظامی حمله کنید.
مردم برای اعتراض نسبت به اقتصاد افتضاح و خیلی چیزای دیگه اومدن بیرون.
پلیسها و افراد حکومت و دولت هم موظف بودند بیان بیرون تا امنیت مردم بهم نریزه.
اتفاقات به چند دسته تقسیم میشن
یک اشخاصی که از طرف حکومت به جای اینکه امنیت مردم رو تأمین کنند بیدلیل و ناگهانی شروع کردن حمله کردن به سمت اشخاصی که اومده بودند برای اعتراض، با باتوم مردم رو میزدند، گاز اشک آور برای متفرق کردن جمعیتی که اومده بود میزدن و براشون مهم نبود چه کسی با چه جنسیت و پوششی جلوشون وایساده فقط میزدن.
( این رو هم باید بگم که مردمی که اومده بودن اعتراض از همه قشری بودند، چادری، بیحجاب، بسیجی، ضد نظام، طرفدار نظام و... )
دسته دوم اشخاصی بودند که به جای اعتراض کردن اومده بودند به اموال عمومی آسیب میزدن، این چه طرز اعتراض بود که ماشین مردم رو آتیش بزنن؟ اینجوری که بیشتر به بیپولی و مشکلات خود مردم اضافه میکردن...
دسته سوم پلیسهایی بودن که مجبور بودن در مقابل همین افرادی که اومده بودن اعتراضِ مردم عادی رو خراب کنن و اغتشاش میکردن مقابله کنند، خیلی از همین پلیسها در مقابل همین اشخاصی که اومده بودن واسه اغتشاش نه اعتراض جون خودشون رو از دست دادن
همین بین دستهای از همین اغتشاشگرها از پشت به مردم تیراندازی میکردن و چاقو میکشیدن یعنی در اصل به مردمی که اومده بودن اعتراض کنند از دو طرف ضربه میخورد، یک اشخاصی اغتشاشگر دو افراد حکومتی که بیدلیل آسیب میزدن به مردم.
و من بخاطر این دو حملهای که همه ازش بیخبر بودن و ناگهانی رخ میداد کلی کشته و جاویدانام دادیم..
اینها تمام مال خود ۱۸ و ۱۹ دی بود.
تازه یک سری اتفاقات بعد این روزها رخداد که باید راجع به اونها هم صحبت کنیم.
بعد از ۱۸ و ۱۹ دی که کلی از مردم جان باختند..
یک سری اقداماتی از طرف دولت صورت گرفت که برام واقعا عجیب و غیرمنطقی بود.
یک اینکه افرادی که برای اعتراضات اومده بودند رو دستگیر کرده و در این حین ما پلیسی رو داشتیم که حین بازجویی از دخترهایی که اومده بودن واسه اعتراض بهشون میگفت مراقب خودشون باشن که چیزی نشه و راهنماییشون میکرد و برخورد درست داشت، پلیسی هم داشتیم که.... ت.ج.ا.و.ز میکرد.
اینها نه از اخباری جاییه نه هیچی اینا چیزاییان که خودم دیدم و بودم.
برخی از علتهای دستگیری به شدت مسخره بود مثلا چرا باید داروخونهای که به مردم مسک داده افرادش دستگیر بشن؟؟؟ ببخشید اونا دکترن و وظیفشونه حتی اگر اسرائیلی بود طرف داشت میمرد نجاتش بدن
اونا وظایفشان محافظت از جان مردمه نه اینکه تشخیص بدن یارو برای اعتراض اومده یا اغتشاش.
خلاصه که ما نمیتونیم بگیم فلانی کامل بد بود فلانی کامل خوب بود فلانی همشون فلان بودن.
نه
خلاصه که این نظر و دیدگاه من بود.
+ یه سوال تو مدوم یک از فراخوان های شاهزاده گفته بود برید مکان های نظامی روتصرف کنید؟
S:
اجازه بدید حرفهای خودش رو بفرستم اینجا
به نظر من وقتی میدونست که چه بلایی سر مردم میاد وقتی میدونست که افرادی که بخوان به قول خودش ماشین سرکوب رو کامل از کار بندازن باهاشون برخورد میشه، نباید همچین حرفی میکرد اونم وقتی مخاطبش جوانان مردمه
اونم وقتی میدونه اونا خانوادههایی دارن که تو خونه منتظرشونن، منتظر خودشون نه جنازهاشون.
اگر کسی میخواد فراخوان بده باید خودش اولین نفر بیاد کف همین خیابون و شعار بده.
کسی که نشسته تو قصرش و میره از تعطیلا کریسمسش لذت میبره اونم وقتی جوونهای ما همینجوری داره خونشون ریخته میشه حق فراخوان دادن نداره.