#سعدی:
توبه گویندم از اندیشهی معشوق بکن
هرگز این توبه نباشد که گناهیست عظیم
شما گفتید -
- دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
#سعدی: توبه گویندم از اندیشهی معشوق بکن هرگز این توبه نباشد که گناهیست عظیم شما گفتید -
جز وصل تو دل به هر چه بستم، توبه
بی یاد تو هر جا که نشستم، توبه
در حضرت تو توبه شکستم صدبار
زین توبه که صد بار شکستم توبه..
من را چه به این تلخیِ دنیای کبود
این صبر من از توان من بیش نبود؟
#وتین
شما گفتید -
- دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
من را چه به این تلخیِ دنیای کبود این صبر من از توان من بیش نبود؟ #وتین شما گفتید -
خون میچکد از دیده درین کنج صبوری
این صبر که من میکنم افشردن جان است :)
https://eitaa.com/dilogx/792
تو دانی مولوی از عشق لبریز
نشد جز با نگاه شمس تبریز
شما گفتید -
- دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
https://eitaa.com/dilogx/792 تو دانی مولوی از عشق لبریز نشد جز با نگاه شمس تبریز شما گفتید -
نیست مولانا، جهان از شمس تبریزی پر است
تشنه جانی کو و گرنه قحطی محبوب نیست
در گنگ ترین حالتِ دورانِ زمانم
هم گرگم و هم میشم و هم روبه فغانم .
#وتین
شما گفتید -
- دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
در گنگ ترین حالتِ دورانِ زمانم هم گرگم و هم میشم و هم روبه فغانم . #وتین شما گفتید -
آیینه را که دیدم، آهی ز دل کشیدم
از خویش میهراسم؛ وز خلق میگریزم...
یه چندتا روضه هست که دلم و وجودمو میسوزونه، یکی از اونا روضهی کوچهست اون قسمتیش که امام حسن بود و همهچیزو دید :))
یه بیت قشنگی داره حاج مهدی همیشه تو روضههاش که واقعا کل وجودمو به درد میاره
نشد تو کوچه دستشو بگیرم
شدت ضربشو بگیرم :)
- دکوپاژ 🇮🇷 ۫ ִ 𓈒
یهو خیلی دلم برای آقا تنگ شد سراسر غم و گریه شدم🫠
هنوز خیلی دلم برای آقا تنگه، فقط تو اینستا یهو دستم خورد رو لایو یه پیجی و دیدم اقاست:))))
خیلی دلم روضه میخواد، اربعینم تموم شد و من هنوز تو حال و هوای عصرهاییم که میرفتیم گلزار شهدا، امسال خیلی اصرار کرده بودیم یه فکریم به حال سر و روی گلزار شهدا کنن. همه ستونارو مشکی کرده بودن، پرچم آویزون کرده بودن برای سر در گلزار هم یه پرچم بزرگ آماده کرده بودن، چراغارو عوض کرده بودن خیلی قشنگ شده بود آدم دلش نمیومد از اونجا پاشه بره.
سیستم صوتیهارو آماده کردن صدای مداحی حاج مهدی کل کوچه رو پر کرده بود " شور بهپا کردهای، ماه محرم سلام.. " .
گذشت چند روز، شب سوم شد، شب هفتم شد، شب تاسوعا شد، اربعین شد..
گذشت همهی اینا گذشت حالا رسیدیم به اخرین روز ماه صفر، اصلا نفهمیدیم چطور گذشت فقط میدونم به رسم هرساله دلم جاموند میونِ خیمههای سوخته خانم حضرت زینب تا دوباره سال بعد..
میخوام بگم آقای من، ما خیلی کم گذاشتیم برای شما، ما یه عالمه گریه به روضههای شما بدهکاریم، یه عالمه نوکری بدهکاریم؛ به ما عمر طولانی بده و سعادت خدمت تا بازم تو مجلسای شما نوکری کنیم، برای غم شما گریه کنیم و غصه بخوریم.
اما اگرم صلاح ندونستید به ما سعادت اینکه زنده باشیم تو روضههای شما باشیم و ندادید مارو یادتون نرهها ")
بخدا میدونم تو مجلساتون هیچکس عین من رو سیاه نیست، انقدر از ما بهتر هست، انقدر از ما بهتر قراره بیاد ولی یادتون باشه ما محب مادرتون حضرت فاطمه بودیم، ما گریه کن مادرتون بودیم مارو فراموش نکنید..