اتاقمو مرتب کردم و یه کوه لباس کثیف و لباسا و ملافه هایی که تو خوابگاه بوده رو جمعاوری کردم تا فردا بشورم.
وقتی مستقل شدم(مامانم اجازه داد تنها خونمون بمونم و باهاشون نرم روستا) میخوام تو جای جای خونمون غلت بزنم و بوسش کنم
هدایت شده از الوُجوم ؛
میخوام برم مجلس آقا پناهی بخونه مونده روی زمین پیکر تو رها بخونه و بمیرم بخونه و جونم دربیاد بخونه خون گریه کنم برات
[دیـمــا]
میخوام برم مجلس آقا پناهی بخونه مونده روی زمین پیکر تو رها بخونه و بمیرم بخونه و جونم دربیاد بخونه خ
منم همینطور. واقعا منم همینطور.