eitaa logo
دیمزن
2.8هزار دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
727 ویدیو
20 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
نام عکس : زاویه دید ابوذر!☺️ توضیح : امشب بساطمون رو جلوی باب ابوذر پهن کرده بودیم. دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
محل شارژ موبایل در مسجد نبوی فقط چرا نوشته بیشتر از پنج دقیقه شارژ نکنید ؟🤐 کم کم این استندها از لوازم ضروری مسجد ها می شن مثل جا مهری و جاقرآنی مثلا 🙂 دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این از روز یکشنبه جا مونده بود 😅 مراسم بزرگداشت امام رحمه الله رو هم شرکت کردیم خدا قبول کنه 🙂 یکشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ستون ها مایو اسلامی پوشیدن خیس نشن! دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
این مونیتور ها توصیه های بهداشتی "ماسک بزنید " و "مسجد رو تمیز نگه دارید " و اینا نشون میده. وسطش هم این تذکر خیلی مهم! 🤦‍♀️🤦‍♀️😭😭😭 دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
خانم مشتاق ار پاکستان اومده بود. معلم بود . ازدواج کردا بود ولیربچه نداشت. خودشون بدون کاروان اومده بودند. ولی یه پولی به دولت داده بودن براشون ویزا بگیره و تو مدینه و مکه هتل اینا رزرو کنه. اولین سوالش این بود ایران از هر زائرش چند گرفته🙂 گفتم حدود ۲۶۰۰ دلار گفت خوب گرفته ما هزینمون بیشتر شده . همون تعداد روزی هم میموندن که ما میموندیم دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
در بعضی جا قرآنی ها قرآن با ترجمه های مختلف هست . دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
اون ور پرده همان روضه نبوی است که هرکس با نوبت و چک نفر به نفر تعداد میره داخل این ور پرده رو ولی در روز دو نوبت برای خانم ها باز میکنن با فاصله و گروه گروه هر کسی میتونه بره توش . دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
مردم جلوی محراب می ایستند زنگ میزنن تصویری به اون قلب هاشون که جای دیگر از بدنشون میتپه و زیبایی و عظمت و قداست فضا رو سعی میکنن به اون طرف زورچپان کنن ! ولی بعید میدونم حتی ده درصد هم موفقیت داشته باشند . دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
شاید داره پیامک میده که شوهرش بچه رو بیدار کنه بفرسته امتحان. ۶:۴۸ دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
تا ظهر که خروج ما از مدینه اس شاید چند بار دیگر آمدم و سرم را کجکی گرفتم و از دور نگاهش کردم و قربانش رفتم. اما از اینجا نزدیک تر نمیتوانم شد. موقع خارج شدن قلبم میخواهد از سینه کنده شود و بدود سمت پیامبر. دستم را میگذارم رویش و سلام میدهم که بماند. تکه هایی اش ولی از لای انگشتانم رها میشوند و میروند. حالا تکه های بیشتری از قلب کوچکم بیرون از سینه ام میتپند. دل داده و بیچاره عقب عقب خداحافظی میکنم. هنوز نرفته سخت دلتنگش شده ام. کی دوباره به پیامبرم، جانم، نفسم، تکه های جامانده ی قلبم برخواهم گشت ؟ دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan