کاغذهای مربعی کوچک را بین بچه های دور میز پخش کردم.
«اگر می شد یک تکنولوژی امروزی را برای شخصی در تاریخ بفرستید، چی را برای کی می فرستادید؟»
قرار شد بچه ها اول «چی» هایشان را بنویسند و بعد «برای کی» هایشان را.
جواب ها را پس دادند. همه را قاطی کردم و ریختم روی میز.
ـ چرخ خیاطی، دریل، ریکوردر، موبایل، دارو، تفنگ، موبایل، دوربین....
ـآدم و حوا، نوح، پیامبر، مسلم، ایوب، سرخپوستان آمریکا، امام حسین، موسی، ...
حالا باید «چی» ها را به «برای کی» های مناسب می رساندند.
حدس ها شروع شد و طول کشید تا به این گزاره ها رسیدیم.
نوح اگر دریل داشت کار ساختن کشتی زودتر تمام می شد.
ایوب اگر دارو می خورد مریضی هایش زودتر خوب می شدند.
سرخپوستان آمریکا اگر تفنگ داشتند از خودشان دفاع می کردند.
موسی اگر دوربین داشت از قول های بنی اسرائیل فیلم می گرفت که بعدا نزنند زیرش.
پیامبر اگر ریکوردر داشت همه ی حدیث هایش را ضبط می کرد که بعدا تحریفشان نکنند.
مسلم و امام حسین اگر موبایل داشتند، یک پیام سه کلمه ای جلوی فاجعه کربلا را می گرفت.
«حسین نیا کوفه.»
گزاره آخری اشکم را درآورد. گفتم به بچه ها ولی شما که موبایل دارید. برایش بنویسید: «حسین بیا به شهر ما. ما اهل کوفه نیستیم.»
#داستانک
#خیالبازی
#روز_اول
#جناب_مسلم
#یکی_جلوی_تاریخ_را_بگیرد
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
از کنار این بوستان کوچیک رد می شدیم
دختر پسرهایی که با تیشرت رنگی و شال حداقلی روی نیمکت ها نشسته بودند هم با ما سینه می زدند. خیلی سعی کردم تشخیص بدم که دارن مسخره می کنن یا واقعی سینه می زنن نتونستم. واقعی بود انگار.
بعد اینجا دسته مون ایستاد. مداح گفت ای همه کسایی که توی خونه هاتون صدای ما رو می شنوین و دلتون می خواسته برنامه ای شرکت کنید و نتونسته اید ما برای همه تون دعا می کنیم.
و چند تا دعای خوب کرد در حق همه.
معلومه ندید بدیدم؟🙈
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رسیدیم در خونه یه خانواده شهید که مادر شهید پارسال که اومده بودن تو بستر بیماری بوده و امسال فوت کرده.😢
نواها شهدایی شد.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
خانواده شهید با اسپند از دسته استقبال کردند و پذیرایی پخش کردند بین مان.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
برگشتیم جلوی مسجد و اینجا مردا دور ایستادند و سینه زنی کردند و رفتگان سالهای قبل محله رو به اسم یاد کردند.
دسته مان هرچه گذشت تنوع پوشش و جمعیتش بیشتر شد.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
این پیرغلامان هیات هم برامون یه چیز خوشمزه پخته اند که خیلی بوش خوبه.
فکر کنم سوپه.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
حدسم درست بود...
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan