یک قرار هم اینجا داشتم.
چه برنامه های خوبی داره...
#روضه_اصحاب_فرهنگ_هنر_رسانه
#به_یاد_شهید_جمهور😢
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
من به ایناش رسیدم.
سخنرانی دختر شهید رئیسی
منبر آقای حامد کاشانی
مداحی حاج علی انسانی
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
این نسخه خوشبخت از کتاب اونقدر از ته دلش گفته: دورت بگردم که رفیق نازنینی اونو با خودش برده دور دور.
نه یه دور و دو دور ها.😉
شش هفت طواف کامل کرده!😍
می شه چهل پنجاه دور.🤩
چقدر خوشحالم کلماتم هنوز دورش می گردند.
رفقایی دارم بهتر از آب روان...
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
بریم ولایت مون...
دیار حماسه آفرینان انتخابات😅
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
به بچه ها گفتم: «روضه عبدالله را شنیده اید؟»
گفتند: «همان پسر کوچک امام حسن که لحظات آخر دوید و خودش را روی عمویش انداخت و دستش را قطع کردند؟»
گفتم: «آفرین! معلوم است دیشب توی هیات خوب حواستان بوده.»
همان طور که کاغذهای کوچک مربعی را بین شان پخش می کردم گفتم: «من فکر می کنم عبدلله داداش کوچیکه بود. از آنها که با بابای شهیدش خاطره نداشت. هر وقت داداش های بزرگترش از خاطره هایشان با بابا می گفتند، اشک توی چشمش جمع می شد. هرچند عموجانش را اندازه بابا دوست داشت ولی آرزو داشت یک بار بابای خودش را ببیند و باهاش حرف بزند.»
بچه ها دستشان را گذاشته بودند زیر چانه شان و گوش می دادند.
ادامه دادم: «شما هم موافقید که عبدالله همین که شهید شد به آرزویش هم رسید؟»
مکثی کردند و کم کم سر تکان دادند.
گفتم: «خب حالا موتور خیالتان را روشن کنید و بنویسید که به نظرتون بابای عبدلله در اولین دیدارش با او چه جملاتی گفته؟»
بچه ها با هم مشورت کردند و کمی بعد نوشته هایشان را خواندند.
_دردش یک لحظه بود پسرم. تمام شد. بلند شو.
_دستت را بده من. دست نداری؟ برایت بال آورده ام.
_اشک هایت را پاک کن. تمام شد دوری پدر پسری. دیگر تا همیشه کنار همیم.
_چند لحظه بایست تا عمو هم بیاید و با هم برویم.
اشک هایم ریختند. ولی دلم می خواست یکی شان هم نوشته بود: «روسپیدم کردی باباجان! من همسن وسال تو که بودم، نتوانستم از مادرم دفاع کنم و حسرتش تا همیشه به دلم ماند. کمی دیر می جنبیدی مثل من می شدی.»
#داستانک
#خیالبازی
#روز_پنجم
#روضه_عبدلله
#یکی_جلوی_تاریخ_را_بگیرد
دیمزن
https://eitaa.com/dimzan