eitaa logo
دیمزن
4.8هزار دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
932 ویدیو
28 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
به لطف این سطل زباله های ساده و متحرک که همه جا هست، نجف خیلی تمیزتر شده بود. دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
تا حالا برای ورود به خانه پدری چهل و پنج دقیقه صف نایستاده بودیم... چقدر باباعلی عیالواره😊 امسال زائر خارجی زیادتر شده یا حداقل من اینطوری فکر می کنم. پیشم توی این صف عظیم یک گروه لبنانی بودند. اهل جنوبش. همونجا که درگیریه هر روز. وقتی یکی از خانم ها اسم سیدحسن نصرالله رو پیششون آورد گل از گلشون شکافت و هی ذوق از خودشون در کردند. یکی اومده می گه اسماعیل هنیه هم از شما بود دیگه!🙄🫠 دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
شارژ گوشی ام کمه از پارسال زائران هوایی رو کفتن پاوربانک نداشته باشن. پارسال تو فرودکاه بغداد مال ما رو گرفت انداخت سطل زباله🫤
این وسط رومینگم هم قطع شده بود.
برسم به خشکی همراه تون می کنم.
یک دو سه امتحان می کنیم...
من چون در دوران مجردی این توفیق رو نداشتم که گوشی داشته باشم، هیچ وقت بابام نگفته اون ماسماسکو بذار کنار! ولی انگار باباعلی جان دید توی حرم دارم روایت می نویسم بهم گفت اون ماسماسکو بذار کنار! از همون جا نتم قطع شد و شارژم تموم شد و خلاص😩 الان فکر کنم امام حسین جان وساطتمو کردن کم کم داره شارژ و نت یکی یکی جور می شه.🫢 سعی می کنم با احتیاط وارد شم. باباجان اجازه؟ توضیح عکس: اون لنگه ایش که در این عکس نمی بینید گم شده. از یابنده تقاضا می شود آدرس بده اینم براش بفرستم. هی از گوشم می افتن. از اولم بدگوش بودند.😬 دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
پارسال برات زیارت اربعین ما را حضرت رقیه داده بود. آن قدر تابلو که شک و شبهه ای توش نبود. بچه های هیات حدیث کسا به جز یکی دو تایشان قصد سفر اربعین داشتند. اما هرچه می کردیم نمی شد بلیت بگیریم. شهادت حضرت رقیه نزدیک بود. یکی گفت سفره حضرت رقیه باز کنیم. بیایین خانه ما. ان شالله جور می شه. ما سفره حضرت رقیه بلد نبودیم. گفتیم چه جوریه؟ گفت من هم بلد نیستم. سالاد اولویه می شه؟ گفتیم: لابد می شه🤪 وسایل اولویه را گرفته بود. قرار بود با هم برای ناهار درستش کنیم. هنوز داشتیم صبحانه می خوردیم که بلیت همه مان معجزه آسا توی همان مجلس جور شد. بعدها حتی انی که قرار نبود برود و در جمع مان بود هم دیقه نودی قسمتش شد و رفت. امسال هم همان دوستمان سفره حضرت رقیه گرفت‌. دویست تا ساندویچ مرغ درست کردیم بردند برای بچه های مریض. بلیت مان ولی آنجا جور نشد. خیلی ها هم که اصلا شرایط سفرشان جور نبود. خودم هم یک روضه حضرت رقیه گرفته بودم به نیت جور شدن اربعین امسالمان. ولی اتفاقی به تابلوئیت پارسال نیفتاده بود که مطمئن بگویم: من اربعین امسال را از حضرت رقیه گرفته ام. البته تا قبل از پریشب. من برنامه ریخته بودم از عمود ۲۸۵ که موکب امام رضا بود پیاده روی مان را شروع کنیم. خیلی هم مصر بودم رویش. می گفتم به دلم افتاده از امام رضا شروع کنیم. بعد از مراسم سخنرانی و روضه ای که هر شب آنجا برگزار می شد. ولی دیر شد و تا سوار ماشین شدیم و خوردیم به ترافیک جاده و مطمئن شدیم که برنامه سخنرانی و مداحی موکب امام رضا را از دست داده ایم‌. بچه ها گفتند تا ۷۸۰ بریم که پویانفر برنامه داره. پرسیدم: اسم موکبش چیه؟ گفتند نمی دونیم. خلاصه آمدیم همان ۷۸۰ پیاده شدیم. حتی برنامه پویانفر هم تا آن موقع تمام شده بود. ولی در اولین قدم هایمان روی جاده آقای پویانفر را دیدیم و حسابی بچه ها را تحویل گرفت و با ما سلام علیک کرد و حواسمان پرت شد. چند قدمی که از موکب گذشتیم گفتم عه ندیدم اسمش چی بود. برگشتم و اسم موکب را نگاه کردم. همه زوم تصویر چشمهای من روی " او می آید" بود. گفتم آخ جون! امام زمانی شروع کردیم. دوربین را گرفتم جلوی بنر. زوم تصویر رفت روی "مهمان حضرت رقیه ایم!" اولین گریه ی مشایه ام را آنجا کردم. دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
پرچم های کشورهای مختلف تا جایی که حال داشتم دوربین کم شارژ رو دربیارم عکس بگیرم. اربعین داره واقعا یه رویداد بین المللی می شه.