هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله...
حتما پرچم فلسطین با خودتون ببرین.
خیلی مهمه که بی تفاوت نباشیم.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
صبح جمعه ای که همه خوابند...
و خورشید اضافه کاری اش را از همان دقایق طلوع شروع کرده...
من سفر کوتاه خودم را شروع می کنم.
به نیابت از شهید محسن وزوایی و شهید احمد کاظمی که هردوتا خیلی کربلا دوست داشتند ولی هیچ وقت کربلا نرفتند.
به نیابت از شهید حسن طهرانی مقدم که عزت موشک هاش اجازه داد ما امسال هم بتونیم کربلا رو درک کنیم.
به نیابت از حضرت آقا که حتما دوست دارن شرکت کنند و هیچ باری نشده
به نیابت از اونایی که هرسال شرکت می کردند یا دوست داشتند شرکت کنند و امسال شهید شدند.
به نیابت از نیروهای نظامی و خانواده هاشون که بار سنگین جنگ رو اونا تحمل کردند و این ایام هم به هیچ کدومشون اجازه خروج داده نشد و قلبشون از دلتنگی تاول زده.
به نیابت از همه اونایی که دلشون می خواست بیان و به هر دلیلی نشد امسال.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
یه عده روی منبرهای نور تو بهشت دور پیامبر می شینند. فکر می کنید کیا هستن؟
پیامبر به امیرالمومنین می گه:
اونا شیعیان تو هستند.🥲
دلم غنج نره؟
تنگ امیرالمومنین نشه؟
حتی تنگ بهشت؟!🥲😍
#ندبه_های_دلتنگی
#الی_النجف
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
🎙
تنها بیست روز از عمل آپاندیسش در بیمارستانی بدون امکانات وسط جنگ داخلی افغانستان میگذشت. بعد از عمل برای گذراندن دوران نقاهت به تهران بازگشته بود.
با اوجگیری جنگ در مزار شریف؛ در چهاردهم مرداد هفتاد و هفت فراخوانی برای حضور خبرنگار رسید. باید تصمیم می گرفت،
بماند و زخم بهبود نیافته را بهانه کند یا دوباره پا در مسیر خطر، برای آشکار کردن حقیقت بگذارد ؟!
محمود با وجود هشدار پزشکان و درخواست خانواده مبنی بر استراحت بیشتر، دوباره راهی افغانستان شد.
🎙صبح ۱۷ مرداد، هنگام محاصرهٔ کنسولگری ، آخرین خبرش را اینگونه مخابره کرد :
«فوری. مزارشریف به دست طالبان سقوط کرد، عدهای در محوطه ی کنسولگری دیده می شوند ... »
لحظاتی بعد، گلولهها صدای حقیقت گو را ساکت کردند. او همراه با هشت دیپلمات حاضر در کنسولگری، به فیض شهادت نائل آمد.
#یک_تصمیم_یک_سرنوشت
#شهید_محمود_صارمی
#روز_خبرنگار
#صدای_حقیقت
روایت 8⃣
https://ble.ir/yeksarnevesht
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رسیدیم نجف یه مشکلی پیش اومد.
با یقین گفتم حل می شه.
اگه میزبان بابای خودمم بود این مشکل رو حل می کرد. چه برسه به باباعلی جان که در مهربانی و مهمان نوازی هزار برابره.
و الحمدلله حل شد.
حس خیلی خوبی بود این استیصال و انداختن مشکل به دامن خودشون.
به جمعیت انبوه و بی شمار داخل و اطراف حرم نگاه می کردم و توی دلم می گفتم اینا تو این گرما تا سر کوچه شونم به سختی می رن. چی این همه آدم رو تو گرمای ۵۰ درجه جمع می کنه یه جا؟
جز محبت؟
جز عشق؟
و زیارت می خوندم که توش به خدا می گفت: انی اتقرب الی الله بحبکم
این محبت اون قدر ارزشمنده که ما می خوایم اینو بگیریم جلو رومون تا قشنگ تر بشیم، خریدنی تر بشیم. خدا بیشتر دوسمون داشته باشه. بهش نزدیک تر بشیم.
#امیرالمومنین
#بابای_ما
#من_احبهم_فقد_احب_الله
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
اینجا همه دیوانه اند.
هیچ توصیفی جز این برای قانع شدن عقل از چیزهایی که می بیند، وجود ندارد.
از خود حرم امیرالمومنین تا خود بین الحرمین جمعیت سیاه پوش پهن شده است.
هشتاد کیلومتر...
آدم...آدم...آدم...
آدم های در حرکت...
با ویلچر، با عصا، لنگان،
باتاول، با خستگی، با درد...
این همه آدم چه طور همزمان به این جاده رسیده اند؟
هرکدام چه قصه ای داشته اند؟
چه طور پول جور کرده اند...
و بعد بیشتر از هشتاد کیلومتر، موکب...
آب، خوردنی، جای خواب
به رایگان، با احترام، با التماس
هرکدامشان از کی دارند مقدمات را فراهم می کنند؟
پول موکب را چه طوری جمع کرده اند؟
مواد اولیه را از کی خریده اند؟
چه طور آورده اند وسط بیابان؟
چند بار با چند نفر چک و چانه زده اند؟
گرمای پنجاه درجه را هم به همه این ماجراها اضافه کنید. که حتی شب را سنگین و چسبناک کرده.
فقط همین تعبیر را می شود گفت که:
اینها دیوانه اند!
چون که خاک حرمش خاک کف پای خداست
هر که مجنون حسین است خوشا بر حالش
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
دوش مرغی به صبح مینالید
عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
یکی از دوستان مخلص را
مگر آواز من رسید به گوش
گفت باور نداشتم که ترا
بانگ مرغی چنین کند مدهوش
گفتم این شرط آدمیت نیست
مرغ تسبیح گوی و من خاموش
جناب سعدی
#آیه_سخن_بزرگان_طورش
https://ble.ir/ayenooshgah
اون ستون نور رو می بینید از آسمون حرم ارباب به زمین کشیده شده...
به نظرم محل عبور و مرور ملائکه است.
همه حاجت هایی که توی دلمون هست و خیرهایی که باید بهمون برسه و به ذهنمون نمی رسه براش دعا کنیم رو می دم ملائکه ببرن بالا جهت رسیدگی و اجابت.
رو پرونده ها هم می خوره: رسیدگی ویژه_ ارسالی از حرم سید الشهدا
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
بسم الله الرحمن الرحیم
۱۴۰۳/۶/۱
در زیارت اربعین ملائکه به شکل خاص در خدمت زائران هستند.
شرایط سخت و بسیار طاقت فرسا را از تک تک افراد بر می دارند و آن را به لذتی بی نظیر تبدیل می کند.
آن کسی شرایط سخت زیارت را می بیند و می بیند چگونه سختی ها به لذت تبدیل می شود باید حضور ملائکه را برای دیگران روایت کند.
ما کمتر می شود که حضور ملائکه را احساس کنیم و کمتر می شود وقتی آن را احساس می کنیم از آن حضور سخن بگوئیم.
به همین دلیل هم کمتر می شود از حضور ملائکه به شکل قانونمند و برنامه ریزی شده استفاده کنیم تا جایی که می توانیم بگوییم ملائکه در زندگی ما کمتر حضور دارند.
درک حضور ملائکه سبب پاکی و طهارت یک زندگی و ایجاد سهولت در امور آنها می شود.کارها جور می شود اما نه به حساب دنیا بلکه به محاسبه آخرت.
توجه به حضور ملائکه در زیارت از آداب زیارت است.
✍️استاد اخوت
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan