4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزی که ریشه متکبرهای جهان را بخشکانی، ما دورت حلقه می زنیم و می گوییم: الحمدلله رب العالمین
#اشکخوشحالیهمضمیمهاست
#تصویرآینده
#ندبههایدلتنگی
#عیدفطر
راستی چرا خوندن دعای ندبه از اعمال اعیاد ماست؟ شاید برای اینکه بدونیم هیچ عیدی بدون او عید نمی شود! این حس رو امسال خیلی می فهمیم.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
هدایت شده از انتفاضه فلسطین، محسن فایضی
💠 کان عبری:
ابرها در ایران مانع از کارکرد پهپادهای اسرائیلی میشوند و به ایران اجازه میدهند موشکهای بیشتری شلیک کند
@Thirdintifada
چقدر سخته که نماز عیدمون رو به کسی غیر تو اقتدا کنیم...
ما بی تو خسته ایم...
تو بی ما چگونه ای؟
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
من معلمش بودم و کلاسمان توی راه پله مفروش خانه دوطبقه سابق مان برگزار می شد. خانه ای که بابا و عمو اواخر دهه شصت به کمک هم ساخته بودند. حامد همانجا به دنیا آمد. همسن خواهرم بود. تخته سیاهم را می آوردم توی پاگرد برایشان الفبا و اعداد درس می دادم. باهوش بود و مهربان. ما دوتا دختر بودیم و عمو دوتا پسر داشت. چهار بچه ای که مشترکا در ساختمان استفاده می شد. یعنی ما دختران عمو هم بودیم و آنها پسران بابا.
حامد هرچه بزرگتر شد بیشتر پسر بابا شد. خیلی ها فکر می کردند پسر واقعی اش است. مسجدی بود و نخبه کامپیوتر و بعدها هم که با عشق وارد سپاه شد، متخصص و مدرس امنیت سایبری و فضای مجازی شد. آنقدر پسر خوبی بود که موقع ازدواجش، دخترِ خواهر همسرم را بهش پبشنهاد دادم و دوطرفه فامیل شدیم. به دخترهایش یاد داده بود عمه صدایم کنند. پرکاری، روحیه جهادی، خوش برخوردی، مردمداری، خدمت رسانی، خانواده دوستی، کار راه اندازی و همه فن حریف بودنش او را محبوب خانواده و مردم شهر کرده بود. اگر خبر رفتن ناگهانی اش را جلوی حرم امام مهربانی ها نمی شنیدم، شاید تحمل نمی کردم. از دیروز صبح که خودمان را به زحمت رساندیم تبریز تا امروز که آماده می شویم برویم تشییع، حامد بزرگترین معلم من بوده. چه خاطراتی شنیدم که یقین کردم خدا به وقت و عمرش برکت داده و او هم کمال استفاده را کرده بود.
رفتن مظلومانه اش گرچه به شهادت نبود ولی امیدوارم خدا او را جزو شهدا محسوب کند و با سیدالشهدا محشور باشد.
من شهادت می دهم تمام عمرش را شهیدانه زیسته و در مدار حسین (ع) چرخیده.
در بخشی از وصیت نامه اش نوشته:
می دانم که شهادت سعادتی است که نصیب هرکس نمی شود و این توفیق فقط با لطف خداوند متعال قابل تنفیذ است و تایید شهادت توسط نهادها و سازمان ها صرفا جنبه تشریفاتی دارد.
خدایا مرا شهید کن و پاکیزه بپذیر.
کسی که صبح عیدفطر بعد از دوماه روزه ای که گرفته و بعد از یک ماه جهاد فشرده سایبری و خیابانی با پیراهن مشکی ای که از عزای آقا تنش بود، مقابل چشمان زنی که عاشقش بود و کودکان خردسالش به ملاقات معبودش برود قطعا پاکیزه است. حکم شهادت را هم که خدا باید تنفیذ کند.
#روایتفراق
#دیداربهقیامتبرادر
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
موقع تشییع باشکوه حامد بارها صدای پدافند هوایی وادی رحمت از نزدیک بلند شد و شعار الله اکبر مردم هم.
تقدیر سربازان سیدعلی رفتن بر شانه سیاهپوشانی است که قلبهایشان با صدای حسین حسین ملتهب تر می شود و با صدای شلیک ها، محکم تر.
رحمت الله علی عشاق الحسین
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
و رحمت و رضوان خدا بر کسی که قاتحه ای بخواند بر برادرم.
نماز وحشت هم اگر خواندید منت دارتان خواهم بود.
حامد ابن احمد
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
#روایتتبریز
#جنگرمضان
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
امشب خیلی خسته بودم. گفتم خوش به حال حامد! الان راحت خوابیده🙄😬 یادم افتاد به کارهایی که می گفتن حامد هر روز انجام می داده و حتما خسته تر می شده. واقعا مرگ برای مومن ابتدای آسایشه.
اینم ویوی ابدی مزارش😊
#آسماننزدیکوپهناور
#شهرزیرپا
#آسودهبخواب
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
💬 نظرات
25.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا