eitaa logo
دیمزن
4.9هزار دنبال‌کننده
4.4هزار عکس
902 ویدیو
28 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
یکشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
یکشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
یکشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
عاقبت وارد خانه شدیم . یکشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
سرخدا خیلی شلوغ بود 😬 یکشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
نشستم به تماشا یکشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
20.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همچنان در بزم تماشا بودم که مردی ترک با زنی تماس تصویری گرفت و بلند شروع به صحبت کرد. اولش هم گفت از کنار خانه خدا با تو حرف می زنم. سر و سینه ات رو بپوشون. هیچ ترجمه ای قشنگی حرف زدن خودش نمی شه برادرت مرد خوشبخت روی زمینه من روی زمین نیستم راه می رم پاهام روی آسمونه حس می کنم روی ابرهام من حاجی ام بی گناهم پیش خدا حرمت دارم از خدا می خوام بچه مریضت رو شفا بده خواسته های دلت رو بده خوب نگاه کن خانه خدا رو از این خانه خدا به تو سلام می رسونم رحمت و برکت خدا به سمت تو بیاد ببین خانه خدا رو ببین برادرت کجاست خیلی منقلب شدم از نحوه حرف زدن و یقینش یکشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
دیگه پاشدیم چادر کردیم رفتیم جشن که حداقل به بستنی اش برسیم یکشنبه ۱۱ تیر ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
این همه جمعیت مشغول طواف بر روی پشت بام مسجدالحرام هستند . یعنی چهارمین طبقه از طواف دوشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan
اسمش yucenur بود از هلند آمده بود و اصالتا ترک بود همین که مهرم را دید به انگلیسی پرسید این چیه؟ تو مسجدالحرام مهر نمیگذارم جانمازم را باز کرده بودم برای برداشتن تسبیح که مهر را ناغافل دیده بود. گفتم یه تیکه خاکه، برای این که جای سجده ام تمیز باشه. گفت چه خوب از کجا خریدی ؟😁 گفتم ایران گفت اینجا ندیدی کجا میفروشن😄 کار داشت به جاهای باریک میکشید گفتم نیاز نیست بخری بیا من مال خودم را میدهم بهت. خندید و قبول نکرد . دوشنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۲ https://eitaa.com/dimzan