یک ماه پیش که تبریز بودیم بابا اینا آخر یه خیابونی که رفت و آمدش هم زیاد بود یه تونل پرچم راه انداختن. اون روزا فقط همین ایستگاه صلواتی بود و یه سی چهل نفر که دو طرف خیابون جلوی پارک می ایستادیم واسه پرچم تکونی.
کمربندهاتونو ببندید می خوام امشب با پیشرفت های یکماهه ی یک مراسم تونل پرچم آشناتون کنم!🤭🤪
#روایتتبریز
#جنگتحمیلیسوم
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
در کنار اون ایستگاه صلواتی چندتا غرفه دیگه سبز شده بودند.
که توشون همه چی بود
چایخانه
مشاوره
سلامتی
کودک
...
#روایتتبریز
#جنگتحمیلیسوم
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
اومدم فشارمو بگیرم که
با تصویری از شهدای مورد علاقه ام غافلگیر شدم.
#روایتتبریز
#جنگتحمیلیسوم
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
اینم نتیجه ش.
کمه؟
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
غرفه کودک هم از اون عکسا داشت.
با کلی پفیلا که تو قیف کاغذی به بچه ها می داد.
#روایتتبریز
#جنگتحمیلیسوم
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
کشیدن نقاشی و پرچم رو صورت و اینا هم بود قاعدتا
پسرها هم تو پارک فوتبال بازی می کردن.
#روایتتبریز
#جنگتحمیلیسوم
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
موکب تعمیرات پرچم رو یادم رفت بگم😉
#روایتتبریز
#جنگتحمیلیسوم
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آخرش هم دعای کمیل خوندیم.
هیچ وقت فکر نمی کردم یه روزی بشه گوشه پارک و کنار خیابون دورهم یه بلندگو بذاریم دعای کمیل بخونیم!
کاملا عادی انگار داریم بلال می خوریم یا قدم می زنیم.
#روایتتبریز
#جنگتحمیلیسوم
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
این تصور معصومه است از لحظه رجعت.
در تصور من موبایل هم دستمه. کنار شیر آب دنبال شارژر می گردم.
بدون سلاح که نمی شه!😊
فَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي مُؤْتَزِراً كَفَنِي شَاهِراً سَيْفِي مُجَرِّداً قَنَاتِي
خدایا اگر بین من و او مرگی که بر بندگانت حتم و قطعی ساختی حائل شد، کفن پوشیده از قبر مرا بیرون آور، با شمشیر از نیام برکشیده و نیزه برهنه.
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
گذاشتن مهدکودک برای مساجد و نمازجمعه ها خیلی کار خوبیه برا کسایی که به خاطر شلوغی بچه هاشون نمی آن یا اون بچه هایی که یه جا بند نمی شن.
ولی جدا کردن بچه ها از فضای نماز بزرگترها آفت خودشو هم داره.
من خاطرات خوشی دارم از کودکی و نماز جمعه. که محو جمعیت زیادش می شدم وقتی می رفتن سجده و من می تونستم سرپا بایستم و ستون های نور خورشید رو تماشا کنم که از پنجره های بالایی سولهی موقتی که محل قدیم نمازجمعه تبریز بود می افتاد روی چادرهای مشکی جنس کاغذی (که شماها یادتون نمی یاد😄) و من رقص ذرات غبار در نور آفتاب رو خیلی دوست داشتم.
اون موقع شاید سه سالم بود.
اگه مهدکودک نمازجمعه می رفتم که الان چیزی یادم نبود براتون تعریف کنم😅
دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan