گفت ما تازه رسیدیم مدینه. از خمینی شهر اصفهان اومده ایم و من با دوستام از هتلمون اومدم زیارت ولی دوستامو گم کردم و هر دری هم رفتم وارد حرم بشم راهم ندادند . به آقا رسول الله گفتم : آقا جان من مهمونتم. چرا منو در به در می گردونی ؟
بعد دیدم یه جا صف واستادن. اومدم بینشون قاطی شدم وارد شدم😊 .
برگشتنی هم یادش نبود هتلش کجاست. خوب شد کارتش همراهش بود. پرسون پرسون بردم رسونومش.
ولی من هم نمیرسوندم آقا رسول الله نمیذاشت این مهمونشون آواره بمونه😊
پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۲
https://eitaa.com/dimzan
چون تنها رفته بودم راهنما نداشتم ولی به نظرم این یک ضلع از خانه حصرت زهرا و علی ( ع) بود.
تنها خانه ای که درش به مسجد بسته نشد.
پنج شنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۲
https://eitaa.com/dimzan
دوازده و نیم شب که از بهست برمی گشتم کلی خانواده دیدم که در حیاط مسجدالنبی داشتند شام میخوردند . به نظر اهل خود مدینه بودند همه شان .
جمعه ۱۲ خرداد ۱۴۰۲
https://eitaa.com/dimzan
مثل درختی که میوه داده باشد .
برو یه صندلی برام بچین!
جمعه ۱۲ خرداد ۱۴۰۲
https://eitaa.com/dimzan
ساعت یک شب جمعه مسجدالنبی در خلوت ترین حالت خود بود ...
لابد همه رفته اند کربلا!
#شب_زیارتی_دردانه_رسول_الله
جمعه ۱۲ خرداد ۱۴۰۲
https://eitaa.com/dimzan
اینو که شبیه حاجی بادوم بود و مزه بادوم زمینی میداد رو خانوم استوری بعدی داده .
جمعه ۱۲ خرداد ۱۴۰۲
https://eitaa.com/dimzan