خب دوستان عزیز
ما یه سفر اربعین سه روزه و جنگی رفتیم و پریروز برگشتیم
که هم خیابون خالی نمونه و هم مسیرهای اربعین
البته ما نقطه هم نیستیم تو ماجرای خیابان و اربعین
ولی بالاخره دوست داریم احساس کنیم که مهمیم.
مثل اون پیرزنه که نخ گرفته بود دستش و تو صف خریدارهای یوسف ایستاده بود.
تو این سفر با ما یه خانواده شهید که اربعین اولی بودند همراه شدند.
(همون که گفتم دعا کنید جور بشه. یه گره کور یه جایی خورده بود که به انبیا و اولیا و اوصیا و همه شهدا توسل کردیم و به دعای شما حل شد الحمدلله😃)
تو سفر نتونستم و نخواستم البته که همه ش گوشی دستم باشه.
ولی الان اگه موافقین می تونیم یه مروری بکنیم سفر رو.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
#مدیرکاروان بودم🤪
می دونین برا این همه آدم بلیط یکجا گرفتن چه مصیبت عظمایی بود؟😵💫😵💫😵💫
ولی حضرت رقیه کمک کردند و شد.
#سفرنامهاربعین
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
سوال ارسالی شما:
امکانش هست تا حدی که فضای شخصیتون نیست محتویات داخلش رو هم بگید برای ایده گرفتن از وسایل؟
برا جماعت ذکور: هرکی یه چفیه که هم ملافه است هم حوله هم عرق گیر🫠
دوتا تیشرت مشکی یه شلوار مشکی ورزشی که هم بشه تو موکب به عنوان راحتی پوشید هم اگه شلوار بیرونی شون کثیف شد به عنوان بیرونی هم قابلیت استفاده داشته باشه. دوجفت جوراب و یه شورت. مسواک. خمیر کوچولو. شامپو صابون شارژر دارو کرم
آقای حاجیزاده هم با ما هم سفر بود.
و البته رفیقش حسن آقا که نشانه های بودنش رو در سفر حس کردیم.
#سفرنامهاربعین
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
بوئینگ ۷۴۷ خیلی بزرگه و ما ردیف آخرش و در واقع تو بوفه نشسته بودیم!
شاید فکر کنید خیلی پولداریم که هوایی می ریم کربلا.
باید عرض کنم که خیر. فقط مجبوریم.
کلی قبلش ذخیره می کنیم و از خریدهای غیرضروری می زنیم و بعدش هم تا چند وقت صرفه جویی می کنیم که بشوره ببره😃
خدا هم می رسونه. جبران می کنه
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
ما اول رفتیم بغداد.
چرا جای شهادت حاج قاسم روی دیوار فرودگاه و روی قلب ما خوب نمی شه؟ 🥲😭
#سفرنامهاربعین
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
از در و دیوار کاظمین هم می شد رنگ و بوی آقای ما رو استشمام کرد.
هرچند کمتر از نجف و کربلا.
#سفرنامهاربعین
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
زیبایی ظهر در حرم باب الحوائج و جواد الائمه دل می برد...
پرده های سبز و سقف آینه کاری شده ایوان ها پناه مردم بودند از آفتاب.
چشمهاتون رو ببندید و خودتونو اونجا تصور کنید و سلام بدید. چون این پدربزرگ و نوه درگاه پذیرش سلام مجازی هم دارن. حتی درگاه سفارش حاجات با ارسال رایگان!
#سفرنامهاربعین
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
همین جاها بود که اتفاقی کاروان بابا اینا رو دیدیم! اونا از تبریز زمینی اومده بودند و اصلا فکر نمی کردم همزمان با ما رسیده باشند کاظمین.
نمی دونید چقدر روبوسی کردم که!
آخه تقریبا همه پنجاه شصت نفر کاروان بابا اینا آشنان🤭
ولی خیلی چسبید.
موکب غذا بیرون حرم کم بود. داشتم فکر می کردم این همه پسر گرسنه رو چه طوری سیر کنیم! که یه هو بابا گفت ما ده تا غذای اضافه داریم. نمی خواین؟😊
معلوم شد باب الحوائج خودش به فکر شکم پسرها بوده!
#سفرنامهاربعین
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
حرم خادم ها و شرطه های خوب و مهربانی داشت...
با بچه ها شوخی می کردند.
#سفرنامهاربعین
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan