۲
علی در فقه و اصول شاگرد آیت الله خمینی بود اما به جز درس، علاقه به عرفان و اخلاق را هم از استادش به ارث برد. در سی و پنج سالگی به مقام اجتهاد رسید و مرتب همراه مرتضی مطهری و محمدحسین بهشتی خدمت علامه طباطبایی می رسید.
و طوری خودش را نشان داد که علامه تنها دخترش نجمه سادات را به عقد علی درآورد. بعد از آن علی امین و دستیار علامه شده بود و علامه درباره اش می گفت: "من هرکاری رو به علی بسپارم خیالم از بابتش راحته" .
علی به تدریس در حوزه ی قم مشغول شد و به همراه اساتید دیگر حوزه تشکیلاتی مخفی برای مبارزه با رژیم شاه سازماندهی کردند و همین باعث شد سر از زندان قزل قلعه دربیاورد.
ادامه دارد
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
۳
علی بعد آزادی از زندان به حوزه برگشت و تحول اساسی حوزه را در دستور کار خود قرار داد.
با کمک محمدحسین بهشتی مدرسه حقانی و مکتب توحید را تاسیس کردند.
که سبک خاصی از تربیت طلبه را دنبال می کرد.
او بسیار مقید بود که شاگردان خوب درس بخوانند و وقت را بیهوده تلف نکنند. اگر شاگردان با استعداد در درس و بحث خود کوتاهی میکردند به شدت توبیخ میشدند.
برایش مهم این بود که شاگرد وظیفهاش را خوب انجام دهد نه این که نمره خوب بگیرد.
در دورهای که بسیاری از متدینین خواندن زبان انگلیسی را کاری نادرست یا حتی حرام میدانستند او شاگردی را بهعلت نخواندن درس انگلیسی از مدرسه بیرون کرد!
او که بسیاری از خطبههای نهج البلاغه را با تسلط کامل به حافظه سپرده بود، در کلاسهای درس اخلاقش، از سلوک اهل بیت مثال های زیادی می زد .
واقعا شرکت در درس اخلاق و عرفان او، برای حاضران ثمربخش بود.
ادامه دارد
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
۴
علی بدون غرور و با تواضع به دنبال استادان میرفت و گاهی برای راضی کردن یک استاد، ده بار بهش رجوع میکرد. سبک تربیت مدرسه حقانی باعث شد تعدادی از «طلاب و فضلای عالم، متقی و آگاه به زمان» تربیت شوند که سرمایهای برای انقلاب شدند
مکتب توحید هم که برای خانم ها بود مورد استقبال قرار گرفت و فارغالتحصیلانش خدمات بزرگی به زنان ایران، فرهنگ و اجتماع کردند و نقش آنها در مبارزه بر ضد حکومت پهلوی نیز برجسته بود.
ادامه دارد
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
۵
با پیروزی انقلاب امام خمینی شاگردش علی را دادستان دادگاه های انقلاب کرد.
درباره سبک کاری او در زمان دادستانی می گویند:
«علی دربارهٔ بیت المال و حقالناس دقت شگفتی داشت. او از چای، نهار و امکانات اداری استفاده نمیکرد و تمامی حسابهای دادستانی را به منزل میبرد و شخصاً به آنها رسیدگی میکرد. در امور حقالناس آن قدر دقت داشت که وقتی مشروبات الکلی را توقیف میکردند و محتوای شیشههای مشروب را به دستور ایشان میریختند، توصیه میکرد شیشههای آنها به صاحبشان برگردانیده شود و میگفت مشروب الکلی حرام است و میتوان آن را از میان برد، ولی شیشهها شامل این حکم نمیشود!!
با احتیاط بسیار، جلو هر نوع راهی را که امکان داشت ناحق باشد، میبست و به همین دلیل، از پذیرش هرگونه هدیهای پرهیز داشت. در طول مدت مسئولیت دادستانی، هرگز حقوقی برای خود در نظر نگرفت و از امکانات و مزایایی که حق او بود، استفاده نکرد، با اینکه جواز استفاده مشروع از این وسایل را خود صادر میکرد. او همواره میکوشید افرادی را بر بیت المال بگمارد که کاملاً متوجه باشند آنچه در اختیارشان است، نزد خداوند حساب و کتاب دقیق دارد و مربوط به عموم مردم است، نه گروهی خاص.»
ادامه دارد
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
۶
علی و نجمه سادات در طول زندگی مشترکشان صاحب چهارپسر و دوتا دختر شده بودند.
محمدحسن پسر بزرگشان، دانشجوی رشته جامعه شناسی دانشگاه مشهد و از دانشجویان پیرو خط امام بود.
محمدحسن هم مثل پدرش سر نترسی داشت و زمان انقلاب هم فعالیت هایی داشت و زندانی هم شده بود. بعد از شروع جنگ با وجود جراحت دستش که یادگار انقلاب بود راهی جبهه ها شد و ۱۵ دی ۵۹ در هویزه شهید شد.
نجمه سادات در اینباره میگوید:
جمعه بود. حاج آقا از بازدید چند تا زندان برگشت، گرفته و ناراحت. معمولا اگر خلافی از پرسنل سر میزد، این طوری میشد. پرسیدم طوری شده؟ گفت: نه. مدتی که گذشت، بیمقدمه سر حرف را باز کرد و گفت: اگر چیزی را در راه خدا دادیم، هر قدر هم که عزیز و مهم باشد به هیچوجه نباید ناراحت و پشیمان باشیم. فکر کردم میخواهد برای دوری از محمدحسن دلداریام بدهد. اما دلم آشوب شد.
- این حرفها چیه حاج آقا؟
- خبر دادند ۲۰۰ نفر از بهترین بچهها توی هویزه پیشروی کرده اند و چون بدون اطلاع آنها دستور عقب نشینی داده شده، معلوم نیست چه شده اند؟ هنوز برنگشته اند. حسین علم الهدی هم جزوشان بوده است.
- محمدحسن هم بوده؟
- بله. ولی خب پسر ما تنها یک جزء ناچیز از آن همه بچههای خوب بوده است.
فرزند دیگر علی تعریف کرده است: پدر خیلی محمدحسن را دوست داشت، اما خبر شهادتش را که شنید، یک قطره هم اشک نریخت. درونش پر آشوب بود، ولی گریه نکرد.
میگفت: «خوش به حالش که شهادت را نصیب برده است. من به سعادت این پسر غبطه میخورم.»
ادامه دارد
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
۷
تربیت امثال محمدحسن در مکتب تربیتی علی عجیب نبود. چرا که صبر و تحمل علی در اصلاح و برطرف نمودن ضعفهای اخلاقی افراد، از شمار ویژگیهای بارزش بود.
گاهی به جای این که در یک جمله به کسی بگوید این طور باش، ساعتهای طولانی و حتی روزها برای اصلاح او وقت صرف میکرد.
میگفت: «گاهی برای این که یک تذکر اخلاقی به فرزندم بدهم، یک ماه زمینه سازی و برنامه ریزی میکنم».
ادامه دارد
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
شهید آیت الله علی قدوسی
(۱۲ مرداد ۱۳۰۶ __ ۱۴ شهریور ۱۳۶۰)
چند نفرمون می شناختیمش؟🥲
و می دونستیم امروز سالگرد شهادتشه؟
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
عکسهای خانوادگی با علامه ی عزیز😍❤️🤩
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
شهید محمدحسن قدوسی🥹
با دست مجروحش
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
یادتونه سال پیش همین موقع ها رفتیم دیدن نجمه سادات؟
دختر علامه و همسر علی و مامان محمدحسن.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
دیمزن
امروز یه جای خوب رفته بودیم. چقدر خندیدیم و چقدر زیرزیرکی بغض قورت دادیم و چقدر اکلیلی شدیم از هم ص
گزارشش از اینجا شروع می شه.
ببینید. خالی از لطف نیست.
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan