eitaa logo
دیمزن
4.6هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1هزار ویدیو
31 فایل
دنیای یک مادر زائر نویسنده
مشاهده در ایتا
دانلود
موسوی قهارsamat.موسوی‌قهار.mp3
زمان: حجم: 3.2M
♦️دعای سمات ◾️حاج حسن علاقه خاصی به این دعا داشت و دوستانش را نیز بسیار سفارش به خواندن دعای سمات می کرد. ◾️ و به این دعا می گفت : دعای استراتژیک سمات! 🔻کانال رسمی شهید طهرانی مقدم 🔻 https://ble.ir/shahidTehraniMoghaddam
حالا آن صدای معروف آیت‌الله خامنه‌ای در گوش منطقه پیچیده که « در دعا می‌خوانیم يا مَن إِذا تَضايَقَتِ اَلأمُور فَتَحَ لَنَا باباً لَم تَذْهَب إِلَيهِ اَلأَوهام...» ای آنکه در هنگامهٔ تنگناها، ناگهان دری را می‌گشایی که هیچ فکری به آن نمی‌رسید. بشنوید صدای خامنه‌ای را و صدای خدایش را. وقتی علی‌ الطاهر به چنگال لاشخورهای صهیون می‌افتد و یأس و ناامیدی به قلوب حق‌طلبان رخنه می‌کند، ناگهان درهایی باز می‌شود که بلندای هیچ فکری به آن نمی‌رسید. زیردریایی مدرن آمریکا به تور مجاهدان شکار می‌شود؛ پایگاه های آمریکا در منطقه بمباران می‌شود و حالا ناگهان در یمن، شمشیر خدا از نیام مجاهدان یمنی خارج می‌شود و شهر به شهر و نقطه به نقطه فتح می‌شود و سعودی‌ها در بیابان‌ها فرار می‌کنند. قیمت نفت دوباره بالا می‌رود، یمنی‌ها می‌روند که باب‌المندب را فتح کنند و ورق به سود جبهه خدا برمیگردد. جنگ همین است؛ روزی بر تو و روزی با تو. در روزی که بر ماست، نگذاریم بوقچی‌های دشمن ناامیدمان کنند و ما را به جان خودی‌ها بیندارند و قاه‌قاه بخندند. و در روزی که با ماست، به امر ولی‌فقیه رشیدمان، راوی پیروزی جبهه حق باشیم و شکرگزار خدایی که سرنوشت‌ها را این‌گونه تغییر می‌دهد! «مهدی مولایی» https://ble.ir/m_molaie110
۱ اسدالله چهار ساله بود که مادرش مرد. پدرش را هم در ۱۶ سالگی از دست داد و مستعد بود که هرسرنوشت عجیبی داشته باشد. اما اسدلله درس خواندن را انتخاب کرد. از آذرشهرِ تبریز رفت حوزه علمیه ی قم و شاگرد آیت الله مرعشی نجفی و امام خمینی شد. آن قدر در درس و بحث برجسته شد که وقتی برای ادامه تحصیل به نجف رفت از او خواستند به جای درس خواندن به درس دادن بپردازد! در تاریخ ننوشته که کله اش از اول بوی قرمه سبزی می داد یا بعدها برای دردسر مستعد شد. از همان خارجه برای مبارزه با شاه مملکتش هر کاری می کرد. معروف بود که نواب صفوی سلاح هایش را با پول کتاب های اسدالله می خرد. این کمک ها اولین بار وقتی شروع شد که نواب می خواست از نجف برای مبارزه به ایران بیاید و اسدالله پس اندازی را که برای ازدواج کنار گذاشته بود بهش داد. وقتی هم که جمال‌ عبدالناصر زمامدار مصر بود اسدالله در رأس‌ هیئتی‌ از علمای‌ ایرانی‌ حوزه علمیه نجف برای‌ افشاگری‌ علیه‌ دولت‌ کودتای‌ فضل‌الله زاهدی‌ به‌ آن‌ کشور سفر کرد. ادامه دارد ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
۲ آخرش هم دلش طاقت نیاورد و در ۵ مرداد سال ۴۱ از عراق وارد همدان‌ شد و در جریان‌ اعتراض‌ به‌ تصویب‌ لایحه‌ انجمن‌های‌ ایالتی‌ و ولایتی‌ در سخنرانی‌ خود در مسجد جامع‌ همدان‌، مردم‌ این‌ شهر را به‌ حمایت‌ از مبارزات‌ حوزه علمیه‌ قم‌ دعوت کرد و در کنار سایر علمای‌ همدان‌ تلگراف‌ اعتراض‌آمیزی‌ نسبت‌ به‌ تصویب‌ این‌ لایحه‌ به‌ اسدالله علم‌ مخابره‌ کرد. پس‌ از درگذشت آیت‌الله سید محسن طباطبائی حکیم، مرجعیت آیت الله‌ خمینی را در همدان‌ مطرح‌ کرد؛ به‌طوری‌ که‌ ساواک‌ گزارش‌ داد بیش‌ از یک‌ سوم‌ اهالی‌ همدان‌ را مقلد امام‌ کرده‌ است‌. او با اینکه از سه مرجع بزرگ جهان تشیع اجازه اجتهاد داشت معتقد بود همه باید از امام خمینی تقلید کنند. رفت‌وآمدهاش به‌ همدان‌ و نجف‌ تا اوایل‌ سال‌ ۵۰ ادامه‌ پیدا کرد و در این‌ زمان‌ به‌ دعوت‌ مردم‌ و روحانیون‌ شهر خرم‌آباد به‌ آن شهر رفت. ادامه دارد. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
۳ اسدالله فعالیت‌ خود را در خرم‌آباد با تدریس‌ درس خارج در حوزۀ علمیۀ کمالوند شروع کرد و کمی بعد سرپرست آن مدرسه شد. خیلی زود هم به‌ عنوان‌ وکیل‌ تام‌الاختیار امام‌ خمینی‌ و نماینده اش به‌ روحانیان‌ و مردم‌ خرم‌آباد معرفی‌ شد. با ادامۀ سخنرانی‌های‌ سیاسی اسدالله، در مهر ۱۳۵۴ از ساواک‌ تهران‌ به‌ ساواک‌ لرستان‌ دستوری‌ ابلاغ‌ شد که‌ او را به‌ مدت‌ سه‌ سال‌ به‌ منطقۀ نورآباد ممسنی‌ اعزام‌ کنند و مجدد در مرداد ۱۳۵۶ محل تبعیدش را به گنبدکاووس تغییر دادند. اسدالله در گنبد سل گرفت و ساواک ترسید اگر بمیرد اعتراض مردم مذهبی را نتواند جمع کند و دوباره محل تبعیدش از مرداد ۱۳۵۷ به شهرستان مهاباد تغییر داد. معلوم نبود اگر انقلاب نمی شد او را به چند شهر دیگر تبعید می کردند. پدرش می دانست اسمش را به جای اسدلله می گذاشت شهرآشوب! ادامه دارد. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
۴ همچنان حواسش به نجف و استادش امام خمینی بود. مهر ۵۷ وقتی منزل‌ امام‌ در نجف‌ محاصره شد همراه‌ جمعی‌ از روحانیون‌ تبعیدی‌ با صدور اعلامیه‌ای‌ به‌ این‌ اقدام‌ حزب بعث عراق اعتراض‌ کرد. اوایل‌ دی‌ ۵۷ با ضعیف شدن رژیم شاه در میان استقبال‌ مردم‌ همدان‌ وارد این‌ شهر شد و رهبری‌ مبارزات‌ ضد رژیم‌ را بر عهده‌ گرفت‌. در ۲۱ بهمن‌ که‌ لشکر ۸۱ زرهی‌ کرمانشاه‌ که می خواست برای‌ سرکوب مردم‌ انقلابی‌ به‌ سمت‌ تهران حرکت‌ کند، مردم‌ کفن‌پوش‌ همدان‌ به دستور او با دست‌ خالی‌ در مسیر حرکت تانک ها ایستادند. چندتا هم شهید دادند ولی از حرکت‌ تانک‌ها جلوگیری‌ کردند. ادامه دارد... ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
۵ بالاخره زحمت ها جواب داد. انقلاب پیروز شد. اسدالله با تشکیل‌ مجلس خبرگان قانون اساسی نماینده مردم‌ همدان‌ در این‌ مجلس‌ شد و به‌ دستور امام‌ با اختیارات‌ کامل‌ به‌ امامت‌ جمعۀ این‌ شهر هم منصوب شد. ولی امام او را بعد از شهادت‌ آیت الله قاضی طباطبایی، امام جمعه ی تبریز کرد. امامت‌ جمعه‌ اش با مخالفت‌ اعضای‌ حزب‌ جمهوری خواه خلق‌ مسلمان‌ روبه‌رو شد و چند مرتبه‌ جایگاه‌ نماز جمعه‌ را به‌ آتش‌ کشیدند. ادامه دارد... ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
۶ حکم انتصاب سیداسداللّه به سمت امامت جمعه تبریز توسط امام‌خمینی: خدمت جناب مستطاب سیدالعلماء الاعلام و حجت‌الاسلام آقای حاج سیداسداللّه ... - دامت افاضاته با اینکه شهرستان همدان به وجود جنابعالی احتیاج داشت، مع ذلک با احتیاج مبرمی که شهر تبریز بلکه آذربایجان به جنابعالی دارد و از طرف جمعی تقاضا شده است ، مقتضی است جنابعالی در تبریز، مدتی اقامت فرمایید و به مسائل و مشکلات آنجا رسیدگی فرموده و نظارت در کمیته‌های انقلاب و همین طور دادگاه‌های انقلاب فرموده و آنان را ارشاد فرمایید. صحیفه امام، ج۱۰، ص۴۵۰ ادامه دارد... ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
۷ بعد از شروع جنگ، یکی از کارهای اسدالله تقویت روحیه رزمندگان اسلام بود. لباس رزم می پوشید و در جمع هایشان شرکت می کرد. و شرکت در مجالس دعا و نیایش آنان، مشوق رزمندگان بود. وقتی رزمنده های تبریزی در سوسنگرد در محاصره مانده بودند از تلفنی که زیر آوار هنوز کار می کرد به خانه آیت الله زنگ زدند و گزارش دادند و اسدالله با بیت امام تماس گرفت و توانست نیروهای کمکی را به سوسنگرد بفرستد. ادامه دارد... ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
۸ ساعت یک و 45 دقیقه روز جمعه بیستم شهریور ماه سال 1360 پس از آن که اسدالله خطبه‌های نماز را به اتمام رساند و مراسم نماز جمعه پایان گرفت، رئیس دادگاه مدنی تبریز از آیت‌الله اجازه خواست که برای مامورین شهربانی که عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل بودند به طور ارشادی مطالبی را بیان کند. در این هنگام آیت‌الله در جایگاه خود به طور انفرادی دو رکعت نماز را آغاز کرده بود که منافقی حدودا 20 ساله به نام مجید نیکو از میان جمعیت خود را به او رساند. مامورین که به وی ظنین شده بودند خواستند جلوی او را بگیرند ولی او اصرار داشت که به آقا نزدیک شود و چون با ممانعت مامورین مواجه گشت بازوی اسدالله را گرفت و نماز آقا را قطع کرد. در این موقع مردم روی جوان مذکور ریختند و مهاجم اسدالله را در آغوش گرفت و هنگامی که مردم می‌خواستند او را از آیت‌الله جدا کنند ناگهان ضامن نارنجکی را که در لباسش مخفی کرده بود کشید و نارنجک منفجر شد و بر اثر این انفجار سیداسدالله مدنی و چند نفر از اطرافیانش به شهادت رسیدند. ادامه دارد... ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
۹ اسد الله می دانست که عاقبتی جز شهادت ندارد. بعدها یکی از روحانیونی که در نجف از شاگردانش بود تعریف کرد: یک روز ایشان سرکلاس درس مطلبی را بدین شرح برای شاگردانش نقل کرد که؛ من در دو موضوع نسبت به خودم شک کردم. یکی این که آیا به من که سید اسدالله می‌گویند واقعا من سید هستم و دیگر این که آیا من شهید می‌شوم یا نه. بعد به حرم امام حسین (ع) رفتم و در آن جا با ناله و زاری از امام خواستم که جواب سوالات را بدهد. بعد از مدتی یک شب امام حسین را در خواب دیدم که بالای سر من آمد و دستی به سر من کشید و این جمله را فرمود: «یا بنی انت مقتول» که جواب دو سوال من در آن بود. ایشان مرا فرزند خود خطاب کرد. یعنی من سید و از نسل پیامبرم و به من بشارت داد که در راه دین کشته می‌شوم.🥹 پایان ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan
دیمزن: آیت الله سید اسدالله مدنی (۱۲۹۳ در آذرشهر – ۲۰ شهریور ۱۳۶۰ در تبریز) فاتحه ای بخونیم براشون. ✍🏻دیمزن دنیای یک مادر زائر نویسنده https://eitaa.com/dimzan https://ble.ir/dimzan