eitaa logo
دیسون
5.9هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
655 ویدیو
54 فایل
◽اخبار ◽اطلاعیه‌ها ◽گزارش تصویری برنامه‌ها ◽️بازتاب خلاقیت مدارس 📞 ارتباط با ادمین: @Mata_tarana_narak 🔳 مدیریت آموزش و پرورش شهرستان #دزفول
مشاهده در ایتا
دانلود
⚘️از خون لاله دمیده...⚘️ آماده‌سازی قبور دانش آموزان شهید مینابی ما را دنبال کنید👇🏻 🔻واتسپ👇🏻 🆔 https://B2n.ir/gb7498 🔻ایتا👇🏻 🆔 @khouzedu 🔻شاد👇🏻 🆔 https://shad.ir/khouzmedu
🟣 صادق حسین‌زاده ملکی معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش در جلسه برخط با مربیان امور تربیتی سراسر کشور : ⇠ شیرین ترین تصاویر جامانده از رهبر شهید انقلاب ♨️مطالعه متن کامل⬇️ https://www.pana.ir/fa/tiny/news-1671380 ╭๛ ┅────────────────────── ما را دنبال کنید👇🏻 🔻واتسپ👇🏻 🆔 https://B2n.ir/gb7498 🔻ایتا👇🏻 🆔 @khouzedu 🔻شاد👇🏻 🆔 https://shad.ir/khouzmedu
💢دلنوشته‌ای از دانش آموزان دزفول۳ 🥀بسم رب الشهدا والصدیقین🥀 (همه از اوییم و به سوی او باز می گردیم ) ای رهبر عزیزم که تا آخرین نفس ماندی و جنگیدی. روز شهادتت روزی بود که انگار زمان ایستاده بود، ثانیه ها نمی گذشت. فضای سنگین و غریبی بود. با شنیدن خبر شهادتت بغض راه گلویم را بست و یک دفعه بغضم ترکید؛ اشکهایم روی گونه هایم سرازیر شد. دلهره تمام وجودم را پر کرد، غمی عجیب در دلم بود، نمی توانستم پروازت را باور کنم. گویی چیزی را گم کرده بودم به دنبال صدایت آن صدای دلنشین پدرانه ات ، به دنبال آن لبخند همیشگی ات، نمیخواستم باور کنم که رفته ای ، هنوز هم باور ندارم که دیگر پیش ما نیستی. اما این را باور دارم که تا زنده ام ؛ غم تو را در دل دارم و این یعنی هیچ گاه فراموش نخواهی شد. آقا جان به شما قول می‌دهم که راهتان را ادامه خواهیم داد و نمی‌گذاریم ایرانمان به دست بیگانه های کافر بیفتد. ما قوی بودن را از شما یاد گرفتیم و تا آخرین نفس خواهیم جنگید. انشاا... به یاری پروردگار مهربانمان پیروز خواهیم شد و دشمن خوار و خفیف خواهد شد. رهبر عزیزم روحت شاد و یادت گرامی باد. دعای خیرت بدرقه ی راه همه امتت . با تشکر فاطمه نوراله زاده کلاس ششم ۲ دبستان عفت ۲ 🔶ما را دنبال کنید 👇🏻 🔻واتساپ: 🆔https://B2n.ir/sz7693 🔻ایتا: ‌🆔 eitaa.com/Disoon 🔻سایت:‌ 🆔https://3630-khouz.medu.gov.ir
💢دلنوشته‌ای از دانش آموزان دزفول۴ پرواز به سوی ملکوت ای آسمانِ جنوب، چرا امروز این‌قدر سنگین بر سرِ میناب سایه افکنده‌ای؟ باباها و مامان‌ها می‌گویند فرشته‌ها رفتند. اما من می‌دانم؛ فرشته‌ها نمی‌روند، آن‌ها فقط چشمانشان را از روی زمین برمی‌دارند و به جایی می‌روند که دیگر درد و زنگِ مدرسه نیست. چشمانِ ما، دو حوضچهٔ نمک شده‌اند ما امروز در حیاطِ مدرسه ایستاده‌ایم، اما بازی تمام شده است. جایِ صندلی‌های خالیِ "فاطمه" و "مریم" و "مینا"، فقط سایه‌هایی کشیده شده از خورشیدِ داغِ ظهر باقی مانده. کاش می‌شد با قایقِ رؤیا، به شهرِ خواب‌هایشان سفر کنیم، همان جایی که سهراب گفت: «کودکان می‌آیند از پیِ ما، قایقی باید ساخت...» دیروز، صدایِ خنده‌هایشان مثلِ موج‌های نیلگون خلیج در گوش‌مان می‌پیچید؛ امروز، سکوتِ ما صخره‌ای است که امواجِ آه، بر آن می‌شکند. قلب‌های کوچکِ ما، حالا گنجشک‌هایی یخ‌زده در آشیانه‌ی خالیِ سینه هستند که بال می‌زنند، اما پرواز بلد نیستند. ای دیارِ نخل‌های استوار! این کودکان، نخل‌های کوچکِ امید بودند که در سرمایِ ناگهان، میوه‌ی شیرینِ آینده‌شان نرسیده پرپر شدند. ما می‌دانیم که ریشه‌های شما در عمقِ تاریخ این سرزمین است، اما چرا این‌گونه شاخه‌های نو شکفته را بادِ غربت چید؟ ای عزیزانی که امروز آفتابِ خانه‌تان غروب کرده، ما می‌دانیم که داغِ فرزند، خنجری است که در عمقِ جان فرو می‌رود. این اشک‌ها، همان بارانِ رحمت الهی است که می‌آید تا خاکِ غم‌زده‌ی قلبمان را سیراب کند. ما به یادِ چشمانِ پُر از سؤالِشان، بزرگ خواهیم شد و قول می‌دهیم که پل‌هایی بسازیم که دیگر هیچ کودکی مجبور به عبور از این دالان‌های تاریک نباشد. خداحافظ، ای پرنده‌های کوچکِ پرواز کرده! آشیانه‌ی شما در بهشت است، و جایِ شما در قلبِ ما. دانیال بنواری دبیرستان دوره دوم شیخ انصاری(ره) دزفول 🔶ما را دنبال کنید 👇🏻 🔻واتساپ: 🆔https://B2n.ir/sz7693 🔻ایتا: ‌🆔 eitaa.com/Disoon 🔻سایت:‌ 🆔https://3630-khouz.medu.gov.ir
💢دلنوشته دختر شهید مدافع حرم دزفول بسم الله الرحمن الرحیم ای مردم شریف و شهید پرور شهرستان دزفول امروز، قلب‌های ما فرزندان شهدا، یک داغ مضاعف بر سینه داریم. ما که طعم یتیمی را با رفتن پدرانمان، آن مردان آسمانی که برای دفاع از حرم و آرمان‌هایشان رفتند، چشیدیم؛ امروز برای دومین بار یتیم شدیم. رفت، پدرِ یتیمان، پدرِ امت، آن مرد مهربان، دلسوز و مظلومی که سایه‌اش، امن‌ترین پناهگاه ما بود. پدر من، در وصیت‌نامه‌اش نوشت که پشتیبان ولی فقیه باشید تا پرچم اسلام برافراشته بماند. امروز، ما با شهادت او، با فرمان او، پیمان تازه می‌بندیم؛ اما رفتنِ پدرِ دوممان، برایمان همچون تکرار داغی است که تازه شده بود. دوباره در غربتِ نبودن، خود را گم کرده‌ایم. و اما شایعه کردند که ایشان به پناهگاه رفته است اما رهبر ما،آنکه قلبش برای امت می تپید،در پاسخ فرمود مگه مردم ما پناهگاه دارند که من داشته باشم ؟پدر ما پدری بود که از مردمش جدا نشد در اوج خدمت و در حالی که نگران حال امت بود او را با لب تشنه به معبود رساندند.این درس شجاعت است که باید بیاموزیم. اما…....... در میان این حجم از غم، خاطره‌ای شیرین، همچون نوری در تاریکی، جانم را گرم می‌کند. آن روز که به دیدارشان شرفیاب شدم، آن لبخند پدرانه‌ای که بر لبانشان نشست، آن نگاهِ عمیقی که گویی تمام غربت پدر از دست رفته‌ام را فهمید. دست نوازشگرشان بر سرِ ما کشیده شد و فرمودند: «پدرِ تو . جایش خوب است؛ تو هم دعا کن که خدا مرا هم طلب کند.» ده سال پیش که پدرم شهید شد مادرم روبروی حرم مطهر آقا سبزقبا سخنرانی کردن و با صدای بلند اعلام کردن ما از شهادت عزیزانمون نمی‌ترسیم و جان خودمون و خانواده ام رو فدای رهبرم میکنیم آقا جان روزی که به دیدارتان آمدیم به مادرم گفتید کلیپ سخنرانیت را دیدم و خوشحال شدم و الان من همون جا ایستادم و با صدای بلند و حماسی صحبت میکنم که باز دل رهبر عزیزم را شاد کنم آری! ما فرزندان شهیدانی هستیم که در مکتب او درس ایثار دادیم. پدران ما به او اقتدا کردند و برای هدفِ او به میدان رفتند. امروز، اگرچه جسم رهبرمان در میان ما نیست، اما روح بلندش، حیات‌بخشِ راه ماست. ما با تمام وجود، پشتیبانِ رهبر عزیزمان خواهیم ماند. این راه، راه عباس است، راه حسین است، و ما فرزندانِ شهیدانی هستیم که راهشان را با خون امضا کردند. و کلام آخر برای دشمنان قسم‌خورده… ای آمریکا و اسرائیل جنایتکار! بدانید و بشنوید از زبان فرزند شهیدی که مردمش دزفول را با نام اسلام سربلند کردند: شما هیچ غلطی نمی‌توانید بکنید. این درخت تناور انقلاب، با خون‌های شهدای ما آبیاری شده است. تکان نمی‌خورد. شما نمی‌توانید این ریشه‌ها را از خاک برکنید. ما مرد میدانیم و تا آخرین نفس، پرچمِ برافراشته‌ی رهبر فقیدمان را، با استواریِ ، بر بلندای این کشور نگه خواهیم داشت. پاینده باد اسلام، زنده باد ملت ایران. فرزند شهید مدافع حرم، یسنا علی هویدی دبیرستان دوره اول مکتب زینب(س) دزفول 🔶ما را دنبال کنید 👇🏻 🔻واتساپ: 🆔https://B2n.ir/sz7693 🔻ایتا: ‌🆔 eitaa.com/Disoon 🔻سایت:‌ 🆔https://3630-khouz.medu.gov.ir
📷جلوه حضور دانش آموزان در تجمع پرشور مردم دزفول قهرمان در حمایت از نیروهای مسلح و اقامه عزای رهبر شهید انقلاب اسلامی درب حرم مطهر حضرت سبزقبا(ع) 🔶ما را دنبال کنید 👇🏻 🔻واتساپ: 🆔https://B2n.ir/sz7693 🔻ایتا: ‌🆔 eitaa.com/Disoon 🔻سایت:‌ 🆔https://3630-khouz.medu.gov.ir
با سلام و احترام؛ والدین گرامی در این روز های پر از واهمه و آشوب گریزی نیست جز اینکه بیش از هر چیزی به سلامت روان فرزندان خود اهمیت بدهید. کودکان فارغ از تصور ما توانایی درک درونی و مقابله با اخبار جنگ و حالات هیجانی آن را ندارند؛ لذا احوالات ما و آنچه که به آن ها نشان می دهیم را جذب و درونی میکنند که متاسفانه می‌تواند منجر به روان زخم های بعضاً دائمی گردد. . سوال اینجاست که در این لحظات حساس چه باید کرد؟ دانستن جزئیات و دیدن لحظات بمباران و حمله و دیگر موارد اصلاً به صلاح روان فرزندتان نیست؛ بنابراین تا جایی که میتوانید محیط خانه و خانواده را مکانی امن برای عدم مواجهه با این موارد قرار دهید و موارد زیر را لحاظ کنید: ۱.ادامه روند بازی و سرگرمی در خانه و همچنین ادامه روند تحصیلی با نظارت شما به گونه ای که متوجه شوند زندگی در جریان است و غرق دنیای روزمره خود شوند. ۲.کنترل بر محتوایی که کودک مشاهده می کند ۳.مراقبت از بیان ترس ها و اضطراب های خود در مقابل کودکان ۴.ایجاد روندی پویا و گرم و صمیمی در محیط خانه ۵.تماشای انیمیشن های مثبت برای کودکان تا از این محیط سرد و خشن فاصله گیرند. ۶.تا جایی که امکان دارد در خانه بمانید و از تنها گذاشتن کودک خود خودداری کنید. ۷.می توانید با ایجاد فضایی امن و مناسب اجازه دهید فرزند شما احساساتش را در قالب نقاشی و طرح هایی برون ریزی کند و با نگاهی بدون سرزنش با این احساسات مواجه شود. ۸. به او با اعمال و گفتار خود نشان دهید که کنارش هستید و برایش والدی امن خواهید ماند. با تشکر از توجه شما در کنار عزیزانتان سلامت و تندرست باشید. محمد خدادادزاده رواندرمانگر، روانشناس بالینی و معاون آموزشی مقطع ابتدایی 🔶ما را دنبال کنید 👇🏻 🔻واتساپ: 🆔https://B2n.ir/sz7693 🔻ایتا: ‌🆔 eitaa.com/Disoon 🔻سایت:‌ 🆔https://3630-khouz.medu.gov.ir
💢دلنوشته‌ای از دانش آموزان دزفول۶ بسم الله الرحمن الرحیم دلنوشته دانش‌آموز سجاد سعادتی مهر سه سال پیش، زمانی که مادرم قرار بود به دیدار رهبر برود، با اشتیاق از او خواستم که مرا هم با خود ببرد، اما متأسفانه شرایط برای همراهی من فراهم نبود. آن روز بسیار گریه کردم و حتی نامه‌ای برای آقا نوشتم، چرا که واقعاً دلم می‌خواست ایشان را از نزدیک ببینم. مادرم به یادگار، چفیه‌شان را برایم آورد، اما من آرزوی دیدن آن چهره‌ی نورانی را داشتم. مادرم همیشه توصیف می‌کرد که آقا از نزدیک نوری عجیب دارند؛ همین باعث می‌شد شوق دیدار من بیشتر شود. قسمت نشد که آن روز آقا را ملاقات کنم و این حسرت تا ابد در دلم ماند، تا اینکه حدود یک ماه پیش، خوابی دیدم که مرا غرق شعف کرد. در خواب دیدم که آقا به خانه ما آمده بودند، کنار من نشستند و انگشترشان را به من دادند. با هیجان از خواب پریدم و فوراً به سراغ مادرم رفتم تا خوابم را تعریف کنم. مادرم گفت که تعبیر خوبی دارد. تعبیر خوابم را نمی‌دانم؛ شاید دیدن ایشان قبل از شهادت بود، اما مادرم می‌گوید: «چون تو دوست داشتی به دیدار رهبری بروی و شرایط مهیا نبود، خود آقا به دیدنت آمدند.ببین چقدر دلشان به همه مردم نزدیک است.»😭😭😭 آه، چه عزیزی را از دست داده‌ایم... ای نور دو دیده شهادتت مبارک.ای فدای لبخندهای همیشه بر لبت ، ای کسی که حرف هایت آرامش دهنده با کلام قرآن بود تا ابد فراموشت نخواهیم کرد. آقا جان برایمان دعا کن.ان شاءالله ما دانش‌آموزان بتوانیم راهت را ادامه دهیم. 🤲 سجاد سعادتی مهر - پایه هفتم، دبیرستان دوره اول شاهد نور دزفول 🔶ما را دنبال کنید 👇🏻 🔻واتساپ: 🆔https://B2n.ir/sz7693 🔻ایتا: ‌🆔 eitaa.com/Disoon 🔻سایت:‌ 🆔https://3630-khouz.medu.gov.ir