"ناتوان"
داستان تو یه دنیای خیالی اتفاق میافته که مردمش یا قدرتهای عجیب دارن، یا هیچی ندارن. حالا فاز پادشاه چیه؟ میخواد اونایی که قدرت ندارن رو حذف کنه که مبادا دردسر درست کنن.
حالا این وسط یه دختر باحال و زرنگ به اسم پایدن هست که خودش هیچ قدرتی نداره، ولی باهوشتر از خیلیاست. برای اینکه زنده بمونه، خودش رو میزنه به اون راه و وانمود میکنه که یکی از اوناست. قشنگ مثه این فیلمهای مخفیکاری و فریبکاری.
یه روز تو یه موقعیت خفن، زندگی شاهزاده رو نجات میده. بعد یهو سر از یه مسابقه مرگبار درمیاره که مخصوص آدمای با قدرتِ. ولی خب، پایدن که قدرت نداره! با این حال با زرنگی و زیرکی شروع میکنه جون سالم به در بردن.
ولی بدتر از همه اینه: یواش یواش عاشق همون شاهزاده میشه... حالا تصور کن اگه شاهزاده بفهمه که پایدن "یکی از اونا" نیست چی میشه؟ یه عشق ممنوعه درست وسط یه دنیا که قانون، رحم سرش نمیشه.
"متنکامل|💗🥞"
تعـدادصفـحات:768|🌝🌷
نویــسنده:لورن رابرتس|🌱📝
انتشـارات:داهی|🌿🦦
ژانـر:انمیزتولاورز،عشق ممنوعه،مثلث عشقی،فانتزی،ماجراجویی|🤍✨
قیمتقبلازتخفیف:580/000تومان
قیمتبعدازتخفیف:555/000تومان
برای داشتنش مناینجام|👇🏻🫀
@moon_ad
https://eitaa.com/joinchat/2063532783C8478db537b
چرا باید بخونیش؟🌿🦦
چون یه داستان فانتزی خفنه با کلی پیچش داستانی.
چون ترکیب "بازی تاج و تخت" با "هانگر گیمز" و یه عشق پر از خطره.
چون وقتی شروعش کنی دیگه نمیتونی ولش کنی.
چون پایدن اون شخصیتییه که آدم دلش میخواد باشه: قوی، باهوش، ولی واقعی.
#ناتوان
یکم دیالوگ از کتاب بخونیم..🙂↔️🌱
"You taught me pain. Let me return the favor."
"تو به من درد یاد دادی. بذار لطفتو جبران کنم."🌿
"I rose from the ashes they buried me in. And now I’m the fire."
"از خاکستری که توش دفنم کردن بلند شدم. حالا خودم آتیشم."✋🏻🔪
"Even without powers, you still have a hold on me I can’t break."
"حتی بدون هیچ قدرتی، هنوز یه جوری منو تو چنگت داری که نمیتونم ازش فرار کنم."🌔✨
"When I look at you, the world doesn’t feel so cruel anymore."
"وقتی بهت نگاه میکنم، دیگه دنیا اینقدر بیرحم به نظر نمیاد."🐈💗
"I was lost, and then I found you — and that felt like home."
"گم شده بودم... تا وقتی تو رو پیدا کردم — اون حس، مثل خونه بود."😭💘
"You could burn this whole world down, and I’d still choose to stand by your side."
"حتی اگه بخوای کل دنیا رو به آتیش بکشی، بازم انتخابم اینه که کنار تو بایستم🥲🤍
#ناتوان
یه کتاب متفاوت براتون آوردم🐉✨
#دسته_ی_چهارم
فکر کن یه دنیای فانتزی خفن رو بگیری بزاری وسط، با اژدها، مدرسهی نظامی خاص، و یه دختر کلهخراب ولی باحال به اسم وایولت سورنگیل که قرار نبود اصلاً جنگجو بشه، ولی... مادرش زورش میاد میندازتش توی یه آموزشگاه مخصوص سوارشدن روی اژدها!
حالا بقیهی بچههای اون مدرسه؟ همه جونسخت، قوی، بیرحم! وایولت؟ ریزهمیزه، بدنش ضعیفه، ولی مغزش تیز و زبونش نیشدار. همه فکر میکنن زود میمیره، ولی دختره یه چیز دیگهست!
اژدها؟ بله. فقط بعضیها میتونن باهاشون "پیوند" برقرار کنن، و اگه اژدها خوشت نیاد؟ خب... بای بای! ولی وایولت هم پیوند میگیره، و اونم نه با یه اژدهای معمولی — با دو تا! یکیش یه اژدهای نادرِ خفن که تا حالا با کسی جور نشده بوده. یعنی حسابی غوغا بهپا میکنه!
عاشقانه؟ داریم! اونم با یه پسر مرموز، خفن، ولی خطرناک به اسم زادن ریورسن. کلی تنش، کشمکش، عشق و دودستگی بینشونه. از اون عشقهای "دوستدشمن" که آدمو هی داغ میکنه، هی سرد.
آخرش؟ هیجان، دسیسه، کشف رازای پشت پرده، و یه دنیای خیلی بزرگتر و خطرناکتر از چیزی که فکر میکردی.
#دسته_ی_چهارم