eitaa logo
کتابفروشیِ‌‌دِیزی‌مون
4.3هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
375 ویدیو
1 فایل
‹ بـنـام‌او › مـن پـَریـسـام، و اینجـا کتـاب‌فـروشـی‌منـه🫶🏻>> بـا خـوندن هـر داستـان تـو یِ دنـیای دیگـه سفـر کنیـد؛🪞🦢 ꒱ ارتباط‌با‌مـن: @moon_ad ꒱ رضایتِ‌قلـب‌ها: @rezayat_book ꒱ تبلــیغات: @tab_dizzymoon _ارسال‌ازتـهران📦
مشاهده در ایتا
دانلود
فکر کن یه دنیای فانتزی خفن رو بگیری بزاری وسط، با اژدها، مدرسه‌ی نظامی خاص، و یه دختر کله‌خراب ولی باحال به اسم وایولت سورنگیل که قرار نبود اصلاً جنگجو بشه، ولی... مادرش زورش میاد می‌ندازتش توی یه آموزشگاه مخصوص سوارشدن روی اژدها! حالا بقیه‌ی بچه‌های اون مدرسه؟ همه جون‌سخت، قوی، بی‌رحم! وایولت؟ ریزه‌میزه، بدنش ضعیفه، ولی مغزش تیز و زبونش نیش‌دار. همه فکر می‌کنن زود می‌میره، ولی دختره یه چیز دیگه‌ست! اژدها؟ بله. فقط بعضی‌ها می‌تونن باهاشون "پیوند" برقرار کنن، و اگه اژدها خوشت نیاد؟ خب... بای بای! ولی وایولت هم پیوند می‌گیره، و اونم نه با یه اژدهای معمولی — با دو تا! یکی‌ش یه اژدهای نادرِ خفن که تا حالا با کسی جور نشده بوده. یعنی حسابی غوغا به‌پا می‌کنه! عاشقانه؟ داریم! اونم با یه پسر مرموز، خفن، ولی خطرناک به اسم زادن ریورسن. کلی تنش، کشمکش، عشق و دودستگی بینشونه. از اون عشق‌های "دوست‌دشمن" که آدمو هی داغ می‌کنه، هی سرد. آخرش؟ هیجان، دسیسه، کشف رازای پشت پرده، و یه دنیای خیلی بزرگ‌تر و خطرناک‌تر از چیزی که فکر می‌کردی.
هاتوونن🌱 به مَقــصد جان:))
"دسته ی چهارم" وایولت سورنگیل بیست‌ساله قرار بود به هنگ کاتبان بپیوندد و زندگی‌ای غرق در آرامش در جوار کتاب‌ها و تاریخ داشته باشد. حالا، ژنرال فرمانده، یعنی مادر سرسختش، به وایولت دستور داده تا به صدها شرکت‌کننده‌ای بپیوندند که در تلاش برای تبدیل شدن به یکی از نخبگان و افراد برجسته‌ی ناواری هستند: یعنی اژدهاسواران. اما وقتی‌که از همه ریز‌نقش‌ترباشی و بدنی رنجور داشته باشی، مرگ فقط به‌اندازه‌ی تار مویی با تو فاصله دارد. حالا که تعداد اژدهایان مایل به برقراری پیوند، از تعداد شرکت‌کنندگان کمتر است بیشتر داوطلبان به دنبال کشتن وایولت خواهند بود تا شانس بهتری برای پیروزی داشته باشند؛ و بقیه هم تنها به این خاطر که او دختر آن مادر است، تصمیم به کشتنش خواهند گرفت… افرادی مثل زیدن ریرسون، قدرتمندترین و بی‌رحم‌ترین رهبر جناح در هنگ اژدهاسواران. وایولت حتی برای اینکه بتواند صبح رو ز بعد را به چشم ببیند، باید ذره‌ذره‌ی هوش و توانایی ذهنی خود را به کار بیندازد. بااین‌حال، هرروز که می‌گذرد، جنگ بیرونی مرگبارتر می‌شود، بخش‌های دفاعی و حفاظتی پادشاهی در حال نابودی هستند و آمار کشته‌ها روز به روز در حال افزایش است؛ و بدتر از آن، وایولت کم‌کم شک می‌برد که فرمانده‌ای رازی بسیار وحشتناک را پنهان کرده ‌است. "متن‌کامل|💗🥞" تعـدادصفـحات:480|🌝🌷 نویــسنده:ربکایاروس|🌱📝 انتشـارات:نیک‌فرجام|🌿🦦 ژانـر:مثلث عشقی، فانتزی،ماجراجویی|🤍✨ قیمت‌قبل‌ازتخفیف:620/000تومان قیمت‌بعدازتخفیف:229/000تومان برای داشتنش من‌اینجام|👇🏻🫀 @moon_ad https://eitaa.com/joinchat/2063532783C8478db537b
اگه فکر می‌کنی داستانای فانتزی تکراری شدن،"دسته ی چهارم" یه لگد میزنه وسط اون فکر! یه دختر لاغر مردنی که باید بره تو یه آکادمی نظامی مخصوص سوار شدن روی اژدها — اونم جایی که نصف دانش‌آموزا زنده نمی‌مونن! قضیه فقط زنده موندن نیست، پای یه پسره هم وسطه که یا عاشقته یا می‌خواد بزنه دلتو بسوزونه... یا جفتش باهم! هیجان، اژدها، عشق، خیانت، پیچش‌های داستانی‌ای که مخ‌تو می‌پرونه — این کتابو شروع کنی، دیگه نمی‌تونی بذاریش زمین.