یه دختر به اسم میشا (Mischa) شخصیت اصلی قصهست.
میشا تو یه دنیایی زندگی میکنه که انسانها، گرگینهها (werewolves)، و ومپایرها (خونآشامها) وجود دارن. این سه گروه یه جورایی آتشبس دارن که صلح بینشون حفظ بشه.
حالا برای اینکه این صلح همچنان برقرار بمونه، میشا ـ که یه انسان معمولیه ـ مجبور میشه با رئیس گرگینهها یعنی آدریان (Adrian) ازدواج کنه!
البته ازدواجشون اصلاً از روی عشق و عاشقی نیست؛ بیشتر یه معاملهی سیاسی برای جلوگیری از جنگه.
میشا که از این ازدواج کاملاً غریبه و وحشت کرده، کمکم میفهمه آدریان اون چیزی که فکر میکرد نیست.
آدریان برخلاف ظاهر ترسناک و خشنش، یه قلب مهربون و محافظ داره و آروم آروم بینشون یه رابطهی احساسی واقعی شکل میگیره.
ولی خب، داستان فقط دربارهی عشق نیست! کلی دسیسه، دشمنی، خطر و خیانت هم هست. میشا باید بفهمه به کی میشه اعتماد کرد و چطور از خودش و دلش محافظت کنه⠀𓄲 ⭑𓂃🐋🌚 𔘓
#عروس
اگه دنبال یه داستانی هستی که ترکیبی باشه از عشق شدید، هیجان، خطر، و کلی دنیای فانتزی خفن، کتاب "عروس" دقیقاً همون چیزیه که میخوای!🌝💘𐙚
"عروس" یه داستان پرکشش دربارهی دختریه که تو دنیایی پر از گرگینهها و خونآشامها، ناخواسته مجبور میشه با یه گرگینهی مرموز و جذاب ازدواج کنه.
اما این فقط یه ازدواج سیاسی نیست — پشت این ظاهر رسمی، یه داستان آتیشین از اعتماد، عشق و کشف واقعیترین حسهای انسانیه.
꒱ این کتاب مخصوص کیاس؟
اونایی که عاشق انمیزتولاورز(Enemies to Lovers) هستن!
اونایی که میخوان یه عشق هیجانانگیز و غیرقابل پیشبینی رو تجربه کنن.
اونایی که دنیای گرگینهها و خونآشامهای باحال رو دوست دارن.
اونایی که ته دلشون دنبال داستانهای عاشقانه اما با یه عالمه اکشن و دسیسهان.
یا حتی اگه فقط دلت یه فرار کوتاه از دنیای واقعی میخواد، این کتاب یه سفر هیجانانگیز و خوشمزه بهت هدیه میده.
اگه میخوای یه شب تا صبح بیدار بمونی، با یه لبخند شیطون روی لبت و یه دل پر هیجان،
"عروس" همون کتابیه که باید همین الان شروعش کنی!🩸🙇
#عروس
سلــامم دخترای کتابخونِ من🌝💘𐙚
روزتون خیلییی مبارک باشهه⠀𓄲 ⭑𓂃🐋🌚 𔘓
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
꒱ اینهــمه فانتزی خونــدیم،چرا ایندفعه یکم شاهکـار های کلاسیــک نخونیــم؟!⠀𓄲 ⭑𓂃🤎🎻 𔘓
#مسخ
داستان درباره یه مرده به اسم گرگور سامسا که یه روز صبح بیدار میشه و میبینه تبدیل به یه حشره گنده شده!
یعنی از همونا که مردم ازش چندششون میشه، نه یه تبدیل فانتزی و قشنگ، یه تغییر واقعی، زشت، تاریک و دردناک!
گرگور قبلاً تنها نونآور خونه بوده، همه حسابش میکردن، ولی حالا؟ از چشم همه میافته، حتی خونوادهش. کمکم تنهاتر میشه، منزوی میشه، و دردش فقط فیزیکی نیست، روحشم له میشه...💔!
#مسخ