eitaa logo
کتابفروشیِ‌‌دِیزی‌مون
4.4هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
377 ویدیو
1 فایل
‹ بـنـام‌او › مـن پـَریـسـام، و اینجـا کتـاب‌فـروشـی‌منـه🫶🏻>> بـا خـوندن هـر داستـان تـو یِ دنـیای دیگـه سفـر کنیـد؛🪞🦢 ꒱ ارتباط‌با‌مـن: @moon_ad ꒱ رضایتِ‌قلـب‌ها: @rezayat_book ꒱ تبلــیغات: @tab_dizzymoon _ارسال‌ازتـهران📦
مشاهده در ایتا
دانلود
فرقش هم اینه که کتاب موجودات افسانه ای داره🙇🐺 قراره با این کتاب به دنیای خون آشام ها و گرگینه ها بريممم. . .
کتاب یه عاشقانه معمولی نداره ها🤭‼️ یه عاشقانه غير طبيعيه عشقی بین یک خون آشام و یک گرگینه🐺🙇 اونم از نوع انمیز تو لاورز و ازدواج اجباری💀
میزری لارک 🩸خون آشامه🙇 🩸پدرش رئیس قبیله ی خون آشام هاست 🩸از بچگی برای حفظ اتحاد بین انسان ها زندگی کرده 🩸توی یک شرکت کامپیوتری کار میکنه و برنامه نویسه 🩸وقتی برمیگرده بین خون آشام ها هیچکس قبولش نمیکنه 🩸یه برادر دوقلو داره
لو مورلند 💀آلفا، رئیس قبیله ی گرگینه ها🐺 💀معماره 💀میزری و لو اولین بار توی عروسی همدیگه رو میبینن
پس امرو چه کتابی داریمم؟ ؟🥷
این خانوم اسمش"میزری لارکه"ایشون آجیل مشکل گشای پدرشه🚶🏻‍♀ یعنی پدرش که یه خون آشام قوی و با نفوذه هر مشکل دیپلماتیکی که پیدا می کنه "میزری" رو عین سیب زمینی میفروشه😭
این بار هم استثنا نیست!☝️🏻 آلفای گرگینه ها عوض شده و پدر میزری که به دنبال ایجاد صلح با اوناست پیشنهادیه ازدواج دیپلماتیک بین خون آشام ها و گرگینه ها رو میده و آلفای گرگینه ها هم قبول میکنه🐺.
حالا این ازدواج بین کیا برگزار میشه ؟ بله درست حدس زدید . . . بین میزری و آلفای گرگینه ها البته که میزری اول قبول نمیکنه ولی به دلایلی که من میدونم ولی شما نه😁 یهو قبول میکنه! !
اینجوری میشه که ما باید حاضر شیم تا تو یه عروسی باستانی بین یه خون آشام و یه گرگینه شرکت کنیم😌 فقط حواستون باشه که این یه عروسی معمولی نیست این عروسی بین دو تا دشمن خونیه:)))
همه میدونن خون آشام ها و گرگینه ها سالیان ساله که دشمن قسم خورده همدیگه هستن اما گوش پدر میزری به این حرفها بدهکار نیست و میخواد با یه ازدواج سال ها جنگ و دشمنی رو تموم کنه! زهی خیال باطل💀
توی این کتــاب؟!
من یه خون آشامم! ولی حالا مجبورم برای بقای نسل خون آشام ها بعد از ۲۰۰ سال جنگ و درگیری ، با یه گرگینه ازدواج کنم. . . البته من خیلی وقته که سرنوشتم رو پذیرفتم و باهاش کنار اومدم