eitaa logo
کتابفروشیِ‌‌دِیزی‌مون
4.4هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
377 ویدیو
1 فایل
‹ بـنـام‌او › مـن پـَریـسـام، و اینجـا کتـاب‌فـروشـی‌منـه🫶🏻>> بـا خـوندن هـر داستـان تـو یِ دنـیای دیگـه سفـر کنیـد؛🪞🦢 ꒱ ارتباط‌با‌مـن: @moon_ad ꒱ رضایتِ‌قلـب‌ها: @rezayat_book ꒱ تبلــیغات: @tab_dizzymoon _ارسال‌ازتـهران📦
مشاهده در ایتا
دانلود
داستانی پر از اتفاقات غیر منتظره هیجان نبرد بین خیر🏺 و شر آزمون شجاعت و انتخاب بین وفاداری و عشق کتابی که حتی یه ثانیه هم نمیتونید ولش کنید.✋🏻🔥
چیزی که من براتون تعریف کردم فقط دو فصل از این داستان بود دو فصل از یه کتاب ۵۰۰ صفحه ای !!🤌🏻🔥
_قراره شیاطین وارد داستانمون بشن💀 _ با قدرت های سه گانه بیشتر آشنا شیم _"سفی" رو ببینیم و درگیر ماجراجویی هاش بشیم _ حتی یه عاشقانه ریز و با نمک هم قراره بخونیم _ خلاصه که حتی یه درصد داستان هم براتون نگفتم😎
"داستان دو تا راوی داره سفی و ایکاری" خواهرانی که بعد مرگ مادرشون هر کدوم وارد مسیرهای خطرناکی میشن که ممکنه سرنوشت تمام سرزمین رو عوض کنه !🤌🏻
توی این سرزمین سه تا قدرت وجود داره! _قدرت درمانگری _قدرت مومیایی گری _قدرت کیمیاگری قدرت درمانگری از خدای خورشید سرچشمه میگیره منشا قدرت مومیایی گری به بانوی ماه بر میگرده قدرت کیمیاگری مختص به سایه الهیه✋🏻 حالا چرا قدرت کیمیاگری نادر و خطرناکه؟!
چون سالها پیش زمانی که فقط خدایان وجود داشتند ، "سایه الهی" و "خدای خورشید" هردو توجه "الهه ماه" رو میخواستند، اما الهه ماه در نهایت خدای خورشید رو انتخاب کرد و از پیوند اونها انسان ها به وجود آمدند👀⚡️
و "سایه الهی" هم از حسادت به زیر زمین خزید و اونجا سرزمینی سرد و تاریک به نام دنیای مردگان رو به وجود آورد💀!!
داستانی پرتعلیق و پرکشش الهام گرفته از "افسانه ها و اساطیر یونانی" داستانی برای علاقه مندان داستانهای اساطیری دنیایی درگیر در نبرد بین انسان ها شیاطین و خدایان!
این کتاب از صفحه اول داستان رو شروع میکنه و انقدر پر از اتفاقات مختلف و پیش بینی نشده است که خلاصه ای که من گفتم فقط بیست صفحه اول کتاب رو در بر میگیره🤌🏻⚡️
"بال شیطان"پودری که از بال شیاطین دنیای مردگان به دست میاد و درمانگران میتونن از این پودر برای درمان استفاده کنن اما خرید و فروشش ممنوعه و مجازاتش ۲۰ ضربه شلاق در ملا عامه💀!
اما ایکاری و مادرش برای به دست آوردن مایحتاج درمانگاهشون چاره ای جز فروش این پودر ندارن و وقتی گیر میفتن ماموران به جای شلاق مادر ایکاری رو می سوزونند. . .☠
چرا؟ مگه قانون شلاق نیست پس چرا اون ها ما در ایکاری رو به اعدام محکوم کردند؟ چرا کاهن اعظم برای نجات ما در ایکاری کاری نکرد؟!