eitaa logo
کتابفروشیِ‌‌دِیزی‌مون
4.4هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
377 ویدیو
1 فایل
‹ بـنـام‌او › مـن پـَریـسـام، و اینجـا کتـاب‌فـروشـی‌منـه🫶🏻>> بـا خـوندن هـر داستـان تـو یِ دنـیای دیگـه سفـر کنیـد؛🪞🦢 ꒱ ارتباط‌با‌مـن: @moon_ad ꒱ رضایتِ‌قلـب‌ها: @rezayat_book ꒱ تبلــیغات: @tab_dizzymoon _ارسال‌ازتـهران📦
مشاهده در ایتا
دانلود
کتابمون یکی از باحال ترین شخصیت پردازی ها رو داره چون شخصیت اصلیمون یه ویلنه و آدم بد ماجراست. الساندرا با خیلی از مردهای شهر در رابطه اس ولی . . .
ولی فقـط برای خــوش گــذرونی و ســود مردها رو گــول میــزنه و کلــی ازشــون هدیــه هــای گرون میگــیره و در نهــایت بعد یــک مــاه ولشــون میکــنه و میــره ســراغ آدم بعــدی. . .🙊
اما حالا الساندرا به هدف بزرگتر داره و میخواد ملکه سرزمین بشه و کل کشور زیر دستش باشند. اون فقط دنبال توجه میگرده و حالا باید توجه پادشاه سایه ها رو جلب کنه. .💀
تو همین چند ساعت کلی پیام اینجوری گرفتم از بس که پرطرفداره این کتاب😎🤌🏻
چرا بهش میگــن پادشاه سایــه ها؟! چون ســایه های ســیاه زیــادی دور پادشــاه هســتند که از پادشــاه محافــظت میکنــند. برای همـــینه که کســی نمیــتونه نزدیک پادشــاه بشه. . .💀‼️
الساندرا دختر کوچیک خانواده است و پدر الساندار زیاد بهش توجهی نمیکنه اون به مهمونیها دعوت نمیشه و اصلا خیلی ها از وجودش خبری ندارند. تا اینکه خواهر بزرگ الساندرا توسط پادشاه سایه ها رد میشه و نوبت میرسه به الساندرا،الساندرا سه تا هدف داره: ۱ با پــادشاه ســایه هــا ازدواج کــنه ۲ پادشــاه سایــه ها رو بــکشه ۳ خــودش به سلطــنت برســه
از طـــرفـی ما پادشــاه ســایه ها رو داریــم با چشــم هــای ســبز و زاویــه فکــی که هندونــه قــاچ میکــنه😌🤌🏻 اما پادشــاه بـــشدت به آدمــهای اطــرافش بی اعتــماده و هیــچ کس هم حق نــداره مستـــقیم تو چشــم هاش نگــاه کــنه. . .‼️
فضــای کــتاب دنیــای انگلستــان ویکــتوریایی رو بــه تصویــر میــکشه کــه پــر از دسیــسه هــای درباریــه فضــای دارک و سلطـــنتی ویــژه ای داره کتــاب. .🫠🫴🏻
بچه هــا راستــی کتابمــون تم فیــک دیتینــگ(قرار الکی)هــم داره که مــن چیــز بیشتــری ازش نمیــگم که اســپویل نشــه براتــون🤧
هرکسی درمورد سایه ها یک نظری داره. .👀
داستان از زبون پادشاه سایه ها: وقتی خیــلی کوچیک بــودم مادر و پــدرم کشــته شــدن شــورشــی ها به قــصر حمــله کــردند و پــدر و مــادرم و چنــد تا از اشــراف زاده ها به پناهــگاه رفتــند اما بعد جنازه هــاشــون پیــدا شــد. . .🥷