eitaa logo
کتابفروشیِ‌‌دِیزی‌مون
4.4هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
377 ویدیو
1 فایل
‹ بـنـام‌او › مـن پـَریـسـام، و اینجـا کتـاب‌فـروشـی‌منـه🫶🏻>> بـا خـوندن هـر داستـان تـو یِ دنـیای دیگـه سفـر کنیـد؛🪞🦢 ꒱ ارتباط‌با‌مـن: @moon_ad ꒱ رضایتِ‌قلـب‌ها: @rezayat_book ꒱ تبلــیغات: @tab_dizzymoon _ارسال‌ازتـهران📦
مشاهده در ایتا
دانلود
ایوان ایلیچ قراره به سخت ترین شکل ممکن متوجه بشه که وقتی مرگ نزدیک میشه همه چیز معنا و ارزش خودش رو از دست میده:)!
چون هم حجم کتاب کم و کوتاهه و هم قیمت مناسبی داره و میتونه نقطه شروعی برای ورود به دنیای کلاسیک باشه😌 این کتاب انقدر معروف و مشهوره که امکان نداره اسمش رو نشنیده باشید حتی توی سفارشهای بچه ها هم زیاد دیده میشه:)⭐️🤌🏻
و حتی مثل همه ی کتابای جشنواره کنارش هدیه هم داریم🤌🏻😌
داستانمــون مثـل هر کلاســیک دیــگه از یه مجلــس رقــص خیــلی بــزرگ و رویــایی شـروع میشــه! :)✨ توی همین مجلس بود که شخصیت اصلی داستانمون که یه مرد موجه با جایگاه اجتماعی خوبه همسر آینده خودش رو میبینه کسی که شاید ستاره مجلس نباشه اما دقیقا همون چیزیه که اون مرد به عنوان همسرش میخواد!
اینجا خبری از عشق و عاشقی نیست!🥲 اون مرد ، جذب وقار و متانت اون زن میشه و فکر میکنه ازدواج با اون میتونه به گزینه منطقی باشه! و اینجوری میشه که اون مرد تصمیم میگیره که هرجور شده اون زن رو به عقد خودش در بیاره. . .
زندگی همیشه بازیهای عجیب خودش رو داره! ایوان ایلیچ، مرد جوانی آراسته و با وقار بود که نظم و ترتیب حرف اول رو توی زندگیش میزد. . . در سیستم قضایی شغل آبرومندی داشت و مطابق معیارهای اجتماع زندگی میکرد
اما اون شب ، شبی که توی اون مجلس رقص برای اولین بار با"پرسکوويا فيودورونا" روبرو شد، مسیر زندگیش برای همیشه تغییر کرد زنی با ظرافت و وقار و چهره ای دلنشین. . .
"پرسکوویا" شاید زیباترین فرد حاضر در سالن نبود اما تمام ویژگی های مدنظر ایوان رو در خودش داشت: آبرومندی، متانت و جایگاه اجتماعی مناسب. . .
موقع رقص با پرسکوویا و حتی در دیدارهای بعدی شور و هیجان خاصی در دل ایران ایجاد نشد. . اون عاشق نبود و فکر می کرد به ازدواج محترمانه خیلی بهتر از عشق و دلدادگی اهمیت داره! !
پرسکوویا هم در وجود ایوان، مردی آراسته و موفق و آینده دار میدید و از این دیدارها راضی بود و به همین ترتیب چند ماه بعد، مراسم ازدواج باشکوه و آبرومندی برگزار شد:)!
در آغاز ازدواج همه چیز خوب و عالی به نظر می رسید اما با بارداری پرسکوویا شرایط تغییر کرد و اون به فردی زودرنج و حساس تبدیل شد. . چیزی که ایوان همیشه ازش فراری بود
ایوان کم کم متوجه شد که قرار نیست جوری که پیش بینی کرده بود ، زندگی آروم و بی دردسری داشته باشه ، بنابراین خودش رو در کار غرق کرد و بیشتر از همسرش فاصله گرفت. .