eitaa logo
کتابفروشیِ‌‌دِیزی‌مون
4.3هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
378 ویدیو
1 فایل
‹ بـنـام‌او › مـن پـَریـسـام، و اینجـا کتـاب‌فـروشـی‌منـه🫶🏻>> بـا خـوندن هـر داستـان تـو یِ دنـیای دیگـه سفـر کنیـد؛🪞🦢 ꒱ ارتباط‌با‌مـن: @moon_ad ꒱ رضایتِ‌قلـب‌ها: @rezayat_book ꒱ تبلــیغات: @tab_dizzymoon _ارسال‌ازتـهران📦
مشاهده در ایتا
دانلود
برنده ی این مسابقه مرگبار میتونست مورد لطف نیاکسیا قرار بگیره و قدرتمند شه. چیزی که من بیشتر از هر کسی بهش احتیاج داشتم👀!
حتی قبل ازینکه بپرسم کتابو حدس زدید 👀
اما پیروز شدن تو این مسابقه کار راحتی نبود من یه انسان بی قدرت بودم که فقط با سرعت و مهارت مبارزه ام زنده مونده بودم و رقبای من از بی رحم ترین خون آشامهای هر خاندان. . . تا اینکه مجبور شدم با رین متحد بشم‼️
اون از قدرتمند ترین خون آشام های خاندان میزری و دشمن قسم خورده ی پدر بود اون به جذابیت و بی رحمیش شناخته میشد و حالا من چاره ای جز همکاری کردن باهاش نداشتم!❌️
ما تیم خوبی شده بودیم و تونستیم مراحل رو پشت سر بذاریم اما من فکرش رو نمی کردم این اتحاد باعث بشه که بفهمم بیشتر از نجات جونم باید از خودم در برابر عشقی که داشت تو وجودم شعله ور میشد محافظت میکردم❤️!
اما با پیش رفتن تو مسابقه هر چیزی که راجع به خودم میدونستم زیر سوال رفته بود. . . من تا حالا بین دروغ ها و نقشه های پدرم زندگی کرده بودم!
و حالا به من همه چیز و همه کس شک داشتم و اصلا نمیتونستم به هیچکس اعتماد کنم حتی رین !!
و حالا من باید از مسابقه ی مرگبار،این عشق ،دروغ های پدرم و اینهمه بی اعتماد جون سالم به در ببرم. . . و اتفاقی که آخر جلد اول میفته و هممون رو به یه شوک برزگ فرو میبره . . .
عشق بین اوریا و رین ممنوعه چون:
به قدری کتاب داستانش جذابه که همه منتظر معرفی کاملشن🙌🏻😮‍💨 [کتاب با تعداد خیلی محدود و البته هدایای خفن موجود شده]
حالا بگید ببینم کی کتاب ناتوانو خونده؟!🙌🏻👀