eitaa logo
کتابفروشیِ‌‌دِیزی‌مون
4.4هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
377 ویدیو
1 فایل
‹ بـنـام‌او › مـن پـَریـسـام، و اینجـا کتـاب‌فـروشـی‌منـه🫶🏻>> بـا خـوندن هـر داستـان تـو یِ دنـیای دیگـه سفـر کنیـد؛🪞🦢 ꒱ ارتباط‌با‌مـن: @moon_ad ꒱ رضایتِ‌قلـب‌ها: @rezayat_book ꒱ تبلــیغات: @tab_dizzymoon _ارسال‌ازتـهران📦
مشاهده در ایتا
دانلود
. هیچ یک از رمان های دیگری که به زندگی چهره ای سرشناس می پردازند. نتوانسته اند مانند کتاب شور زندگی مخاطبین را برای نسل ها مسحور خود سازند. .
رمانی نوشته ی ایروینگ استون است که نخستین بار در سال 1934 وارد بازار نشر شد!
این کتاب از همان بدو انتشار به موفقیت های بسیار و فروش چند میلیون نسخه ای دست یافت و الهام بخش فیلمی برنده ی جایزه ی اسکار نیز شد !
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مکانی ك ونگوگ شب پرستاره رو کشید: (بچه ها اینجا یه تیمارستانه ك ونگوگ خودشو بستری کرد و البته داخل کتاب کامل راجع بهش توضیح داده شده 🌖✨)
"شور زندگی" وقتی کتاب را می‌خوانید پی می‌برید که ون‌گوگ در طول زندگی خود هیچ اعتبار و شهرتی کسب نکرده و در تمام مراحل زندگی خود وابسته به برادرش بوده است. برادرش، تئو، به معنای واقعی کلمه فردی شگفت‌انگیز است که هیچگاه امید خود را نسبت به ون‌گوگ از دست نداد و همیشه او را حمایت می‌کرد. حمایتی همیشگی که اگر نبود زندگی ونسان خیلی زودتر به پایان می‌رسید. قبل از اینکه این کتاب را بخوانم، نقاشی‌های ون‌گوگ را می‌دیدم ولی هیچ زیبایی در آن‌ها پیدا نمی‌کردم. در این زمینه هیچ اطلاعاتی در اختیار نداشتم و به طور کلی از هنر سررشته‌ای نداشتم اما بعد از خواندن کتاب شور زندگی بعد از خواندن سختی‌هایی که ون‌گوگ تحمل کرده بود و بعد از آگاه شدن از موقعیت‌هایی که ونسان در آن نقاشی می‌کرد، با دید کاملا متفاوتی می‌توانستم نقاشی‌های او را درک کنم. نقاشی‌هایی که اکنون به نظرم فوق‌العاده عالی و چشم نواز هستند. تقریبا همه مراحل زندگی ون‌گوگ همراه با فقری شدید و عذاب‌آور همراه بود، فقر و دردی که باعث شد ون‌گوگ بتواند نقاشی‌هایی جاوندانه خلق کند. "متن‌کامل|💗🥞" تعـدادصفـحات:471|🌝🌷 نویــسنده:ایروینگ استون|🌱📝 انتشـارات:آزرمیدخت|🌿🦦 ژانـر:زندگینامه،درام|🤍✨ قیمت‌قبل‌ازتخفیف:658/000تومان قیمت‌بعدازتخفیف:260/000تومان برای داشتنش من‌اینجام|👇🏻🫀 @moon_ad https://eitaa.com/joinchat/2063532783C8478db537b
و اما اینم از هدیه ی قشنگِ این کتاب: )))
از زمانی که یادمه همیشه در آرزوی یک چیز بودم... کاراوال سیرکی جادویی که دائما در گردش بود و کسی نمی دونست کجا توقف می کنه... سیرکی که صاحبش اسطوره بود!🎪
اون قهرمان بچگی من بود... کسی که بخاطر عشقش جاودان شد و سیرکی به راه انداخت که در دنیا نظیر نداشت... سیرکی که برای دیدنش فقط باید دعوتنامه مخصوص داشت. چیزی که سالها در انتظارش بودم و بالاخره به دستم رسید اما در بدترین زمان ممکن!🎟
من داشتم با یک کنت نامزد می شدم و همه چیز قرار بود سرجاش قرار بگیره که دعوتنامه کاراوال برام ارسال شد اونم نه یکی سه تا و درست در همون موقع دوناتلا با یک ملوان هماهنگ کرد تا به کاراوال بریم ملوانی به اسم جولیان!✨
جولیان بر خلاف ظاهرش واقعا جنتلمن بود و همین منو میترسوند پس من مخالفت کردم و قرار شد کسی به کاراوال نره اما ظاهرا خواهر کوچکم دوناتلا برنامه دیگه ای داشت اون به کمک جولیان من رو بیهوش کرد و به جزیره کاراوال برد!💀