زندگی من با ارثیه ی چند میلیارد دلاری هارثون ها تغییر پیدا کرد. به دختر فقیر کره ای حالا جز و چند فرد ثروتمند آمریکا شده بود اون هم توسط کسی که تا به حال ندیده بودش!
زندگی معمولی من با اومدن گریسون نوه ی هارثون به مدرسه م تغییر کرد اون اومده بود تا من رو برای وصیت نامه به آمریکا ببره وصیت نامه ی یه مرد ناشناس که اسم من داخلش بود!
فکر میکردم یه بازیه اما گریسون برای من و خواهرم دوتا بلیط برای تگزاس گرفته بود. بهم گفت همه چیز رو توضیح میده و باهاش به تگزاس بریم و من به اجبار خواهرم قبول کردم!
با رسیدنم به آمریکا فهمیدم که پیرمردی به اسم هارثون توی وصیت نامه اسمی از من برده اون هم در حالی که نه میشناختمش و نه دیده بودمش حالا كل ورثه منتظر من بودن تا وصیت نامه باز شه. . .
با رفتنم به عمارت بی انتهای هارتون زندگیم تغییر کرد! وقتی وصیت نامه خونده شد و به جای چهار نوه ی اصلی اون مرد تمام دارایی هاش به من رسید به دختری که نمیشناخت. . !
باورم نمیشد اما وکیلهای اون مرد برام توضیح دادن که این اتفاق به طور کاملا قانونی رخ داده و با جای گریسون وارث اصلی این پولها من قراره همه کاره بشم اما تنها شرطش اینه که برای یک سال توی اون عمارت زندگی کنم کنار بقیه ی خانواده ی هارثورن. .