هدایت شده از کتابفروشیِدِیزیمون
کنار چهارتا پسری باید زندگی میکردم که هر کدوم یک داستان داشتن اما داستان من با جیمسون شروع شد... وقتی که بی خیال توی بالکن دیدمش در حالی که لبه ی اون راه میرفت و ممکن بود که بیفته
#بازی_های_میراث