کتابفروشیِدِیزیمون
و تااازههههه تم کتاب ازدواج اجباریه که فقط همین تروپ میتونه دلیل خوندن کللل داستان پادشاه خشم باشههه
دانته روسو مردی که اصلا دنبال عشق و عاشقی نیست درگیر یک ازدواج اجباری با ویوین میشه؛ اما چیزی که معلومه اینه که هر دوی اونها دل خوشی از این رابطه ی تازه ندارن ولی مجبورن که کنار همدیگه قرار بگیرن اولش به زور ولی بعدش...؟ فقط خدا میدونه ...
من همیشه اینو گفتم و اینبارم میگم که توی کل دنیای کتابا هر چیزی میتونه تکراری و کلیشه ای بشه ولی انمیز تو لاورز؟ ازدواج اجباری؟ دونفر که اول داستان از همدیگه متنفرن و به خون همدیگه تشنه ان؟ این هیچوقت قرار نیست تکراری بشه❤️🔥🛐
دانته روسو همون شخصیتیه که تمام دخترا آرزوشو دارن
(هم توی دنیای کتاب اینجوریه و هم توی دنیای واقعی🤣😭 )
یک شخصیت سرد و کاریزماتیک که سلطنت خودشو به پا کرده و میتونه کل بازارو روی انگشت کوچیکه ش بچرخونه!
و شخصیت ویوین قویه اما نه از نوع کلیشه ای که صرفا زبون تیزی داشته باشه اما رفتارش کاملا برعکسش ضعیف باشه ویوین حرف و رفتارش هر دو یچیز رو میگن اونم اینه که دانته نمیتونه کنترلش کنه و ازش استفاده کنه!
اگه از بیرون ببینی ویوین لو انگار همون دختر كامل لعنتيه.
لباساش تا دکمه ی آخر فکر شده ن صدای پاشنه هاش اندازه گیری شده است و لبخندش؟ به ماسک حساب شده تو مهمونی های لاکچری نیویورک اون ملکه ی پشت پرده ست؛ کسی که شبهای پر زرق و برق رو میسازه اما پشت اون همه نظم و وقار دختریه که یه عمره بهش گفتن چی بپوشه کجا بره با کی باشه...
و اونم فقط یاد گرفته بود به قانونو رعایت کنه ساکت بمون تا همه چی راحت تر بگذره