eitaa logo
کتابفروشیِ‌‌دِیزی‌مون
4.4هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
377 ویدیو
1 فایل
‹ بـنـام‌او › مـن پـَریـسـام، و اینجـا کتـاب‌فـروشـی‌منـه🫶🏻>> بـا خـوندن هـر داستـان تـو یِ دنـیای دیگـه سفـر کنیـد؛🪞🦢 ꒱ ارتباط‌با‌مـن: @moon_ad ꒱ رضایتِ‌قلـب‌ها: @rezayat_book ꒱ تبلــیغات: @tab_dizzymoon _ارسال‌ازتـهران📦
مشاهده در ایتا
دانلود
کتابفروشیِ‌‌دِیزی‌مون
و تااازههههه تم کتاب ازدواج اجباریه که فقط همین تروپ میتونه دلیل خوندن کللل داستان پادشاه خشم باشههه
دانته روسو مردی که اصلا دنبال عشق و عاشقی نیست درگیر یک ازدواج اجباری با ویوین میشه؛ اما چیزی که معلومه اینه که هر دوی اونها دل خوشی از این رابطه ی تازه ندارن ولی مجبورن که کنار همدیگه قرار بگیرن اولش به زور ولی بعدش...؟ فقط خدا میدونه ...
من همیشه اینو گفتم و اینبارم میگم که توی کل دنیای کتابا هر چیزی میتونه تکراری و کلیشه ای بشه ولی انمیز تو لاورز؟ ازدواج اجباری؟ دونفر که اول داستان از همدیگه متنفرن و به خون همدیگه تشنه ان؟ این هیچوقت قرار نیست تکراری بشه❤️‍🔥🛐
دانته روسو همون شخصیتیه که تمام دخترا آرزوشو دارن (هم توی دنیای کتاب اینجوریه و هم توی دنیای واقعی🤣😭 ) یک شخصیت سرد و کاریزماتیک که سلطنت خودشو به پا کرده و میتونه کل بازارو روی انگشت کوچیکه ش بچرخونه!
این مرد دور خودش به دیوار بزرگ کشیده که رد شدن ازش آسون نیست ولی وقتی که ویوین ازش رد میشه و به نقطه امن دانته میرسه تازه میفهمه که شخصیت دانته چقدر شکسته و آسیب دیده ست...
و شخصیت ویوین قویه اما نه از نوع کلیشه ای که صرفا زبون تیزی داشته باشه اما رفتارش کاملا برعکسش ضعیف باشه ویوین حرف و رفتارش هر دو یچیز رو میگن اونم اینه که دانته نمیتونه کنترلش کنه و ازش استفاده کنه!
ویوین برای خواسته های خودش میجنگه و حتی از دانته که شخصیت با ابهتی محسوب میشه هم نمیترسه چون اون دختری نیست که زیر بار حرف زور و خواسته های دیگران بره و به سادگی کوتاه بیاد. . .
همین سلطه گری دانته و لجباز بودن ویوین یک داستان پر از کشمکش و بحث درست کرده که توی اون هیچکس حاضر نیست کوتاه بیاد و حق رو به نفر مقابلش بده رسما انگار دو تا آدم لجباز و یه دنده رو به روی هم قرار گرفتن ها👀🤌🏻
اگه از بیرون ببینی ویوین لو انگار همون دختر كامل لعنتيه. لباساش تا دکمه ی آخر فکر شده ن صدای پاشنه هاش اندازه گیری شده است و لبخندش؟ به ماسک حساب شده تو مهمونی های لاکچری نیویورک اون ملکه ی پشت پرده ست؛ کسی که شبهای پر زرق و برق رو میسازه اما پشت اون همه نظم و وقار دختریه که یه عمره بهش گفتن چی بپوشه کجا بره با کی باشه... و اونم فقط یاد گرفته بود به قانونو رعایت کنه ساکت بمون تا همه چی راحت تر بگذره