اینجوری نقشه بزرگ الساند را شکل گرفت پادشاه رو اغوا کنه ، باهاش ازدواج کنه و بعد از کشتن پادشاه به تخت بشینه. . .
اما الساندرا نمیدونست پادشاه سایه ها هم برای خودش نقشه هایی داره. . .
اگه عاشق سایه های میان ما بودید،
باید بگم هنوز نمیدونید توی جلد دوم چی در انتظارتونه یه داستان مریض تر داریم حرص بیشتر خودخواهی بیشتر و حسادت .... اونم چه حسادتی!💀
اون همیشه دوم بود من اونی بودم که همیشه از اون جلوتر بود .... من کسی بودم که عشق پدرمون رو داشت .... کسی که به موقعیت خوب برای ازدواج داشت و حالا الساندرا از من جلو زده بود ، چون این دوک بی خاصیت قصد مردن نداشت!
"دوک فولیوس دموس"
پیرمرد فرتوتی که قرار بود بعد از عروسیمون بمیره و اموالش به من برسه .... اما نخیر، اون قصد مردن نداشت و حالا الساند را داشت برنده میشد...
پس من هم کار دوک رو براش راحت کردم=))))
اگه دوک نمیتونست عین یه پیرمرد خوب بمیره و اموالش رو برای وارثش که من باشم بذاره خب . من این کار رو براش انجام میدم .... تنها چیزی که احتیاج داشتم به بالشت بود و پیرمرد مرده بود و اینطوری من بودم و آزادی....!
کسی از مرگ دوک تعجب نکرد هر چی نباشه اون بیمار بود، حالا دیگه هیچ مانعی بین من و ثروتم نبود! فقط کافی بود یه سال دیگه هم صبر کنم تا بتونم معشوقه داشته باشم و بعد فقط آزادی و ثروت یا حداقل این چیزی بود که فکر میکردم تا قبل از این که اون پیداش بشه...
اون شب کذایی وقتی وارد اتاقم شدم اون مرد جوون رو دیدم و البته چاقوش رو که زیر گلوم گذاشته بود مسخره است .... این گدای بی سر و پا اومده بود توی عمارت من و از من میپرسید اینجا چه غلطی میکنم؟ باید بهش نشون میدادم اینجا کی رئیسه. . .
اما نه ....
اون خودش رو معرفی کرد اریکس دیموس نوه ی همسر مرحومم ، یا بهتره بگیم مانع بین من و ثروتی که این همه براش زحمت کشیدم ازدواج کردم، اسیر شدم و حتی آدم کشتم...
نه اجازه نمیدم یه مرد دیگه بین من ، آزادی و حق و حقوقم وایسته .... من باور نداشتم این مرد با این ظاهر ژنده پوش نوه دوک باشه... ولی اگه هم بود خب اشکالی نداره ... تنها کاری که در مواجهه با یه مانع باید بکنی ... اینه که اون رو از سر راه برداری!!!
تاریکی درون ما یه داستان نسبتا مستقل با شخصیتهایی جدید و خط داستانی خاصه یه کتاب جدید و در عین حال مشابه برای ماهایی که بازم دلمون یه عاشقانه متفاوت میخواد☝🏻🙂↔️
اگه تا حالا فکر میکردید الساندرا شرورترین زن کتابیه مهمون باشید و با "کریسانتا استاتوس " آشنا بشید . زنی که تا مغز استخون حسوده و حالا میبینه الساندرا به موقعیتی دست پیدا کرده که خب :
if you know you know🦦