eitaa logo
کتابفروشیِ‌‌دِیزی‌مون
4.3هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
377 ویدیو
1 فایل
‹ بـنـام‌او › مـن پـَریـسـام، و اینجـا کتـاب‌فـروشـی‌منـه🫶🏻>> بـا خـوندن هـر داستـان تـو یِ دنـیای دیگـه سفـر کنیـد؛🪞🦢 ꒱ ارتباط‌با‌مـن: @moon_ad ꒱ رضایتِ‌قلـب‌ها: @rezayat_book ꒱ تبلــیغات: @tab_dizzymoon _ارسال‌ازتـهران📦
مشاهده در ایتا
دانلود
نکات مهم کتاب : ۱ جزییات داستان به اندازه کافیه نه خیلی زیاده که حوصله تون رو سر ببره و نه خیلی کمه که نتونید دنیاش رو تصور کنید.‼️ ۲. اتفاقات کتاب هم به سرعت پیش میرن و کسل کننده نیستن و همه چیز پشت سرهم اتفاق میوفته✨️ کتاب ترجمه روون و خیلی خوبی هم داره و از خوندش لذت میبرید🤌🏻 ۴. اگه به افسانه های آسیای شرقی علاقه دارین این کتاب خیلی براتون مناسبه💘 حجم زیادی داره و با توجه به تعداد صفحاتش قیمت خوبی داره تازه میتونید قسطی ثبتش کنید.☝🏻
کتابای قشنگتوننن💘✨️
اجازه دارم بگویم سلام؟!😂😭 من دوباره بعد از یه غیبت اومدم‼️
خب سلام سلام💁🏻‍♀️💘 موافقید معرفی امروزمون یه معرفی دانشگاهیِ سافت رومنس باشه؟!:)
داستان امروزمون به رومنس سافت و خیلی حال خوب کنه که میتونه تا مدتها حالتون رو خوب نگه داره: ))🥼🩺 فضا و کرکترای کتاب انقدر روشن و نورانین که واقعا تا مدت ها به یاد میمونن🧋
پس داستان امروز : یه دانشگاه پر از دراماهای جنجالی🤭 یه رومنس سافت و جذاب💘 شخصیت های بامزه و خوشگل✨️
چقدر زود حدس میزنیددد😭💘
یه آسمون آفتابی☀️ این دقیقا کلمه ایه که موقع خوندن این کتاب به ذهنتون میرسه از فضای داستان گرفته تا شخصیت پردازی و روابط بین شخصیت ها همه و همه یادآور یه آسمون آفتابی و قشنگه🥺
اولیو اسمیت🦋 .دوستاش آل صداش میکنن، قد کوتاه، لاغر کک و مکی . مهربون و باهوش . موهای قهوه ای با چشم های سبز . سال سوم دکترای زیست شناسی دانشگاه استنفورد
دکتر آدام کارلسن🩺🥼 . تو دهه های آخر ۳۰ سالگی، قد بلند، چهارشونه و درشت . معروف به بدترین استاد بودن چون اشک همه ی شاگرداش رو در میاره . گند اخلاق و سخت گیر همه ازش حساب میبرن
اولیو دانشجوی سال سوم پزشکی توی آمریکاست اون اصالتا کاناداییه و هیچ دوست صمیمی به جز آنا توی آمریکا نداره پس وقتی که متوجه میشه جرمی پسری که یه بار باهاش سر قرار رفته در واقع عاشق آناست تصمیم گرفت کاری کنه که این دو نفر بهم برسن🙌🏻
آنا نمیتونست رابطه با جرمی رو قبول کنه پس اولیو برای راحتی خیال آنا توی یکی از مهمونیهای دانشگاه به یه مرد غریبه نزدیک می شه تا به آنا ثابت کنه که هیچ وقت جرمی رو دوست نداشته، و همین کار همه چیز رو توی زندگی اولیو تغییر میده👀