eitaa logo
کتابفروشیِ‌‌دِیزی‌مون
4.3هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
377 ویدیو
1 فایل
‹ بـنـام‌او › مـن پـَریـسـام، و اینجـا کتـاب‌فـروشـی‌منـه🫶🏻>> بـا خـوندن هـر داستـان تـو یِ دنـیای دیگـه سفـر کنیـد؛🪞🦢 ꒱ ارتباط‌با‌مـن: @moon_ad ꒱ رضایتِ‌قلـب‌ها: @rezayat_book ꒱ تبلــیغات: @tab_dizzymoon _ارسال‌ازتـهران📦
مشاهده در ایتا
دانلود
"فرضیه ی عشق" "متن‌کامل|💗🥞" تعـدادصفـحات:328|🌝🌷 نویــسنده:الی هیزل وود|🌱📝 انتشـارات:کوله پشتی|🌿🦦 ژانـر:عاشقانه،فیک دیت،نوجوانان|🤍✨ قیمت‌قبل‌ازتخفیف:398/000تومان قیمت‌بعدازتخفیف:347/000تومان برای داشتنش من‌اینجام|👇🏻🫀 @moon_ad https://eitaa.com/joinchat/2063532783C8478db537b
روزتون بخیررر🙌🏻💘 حالتون چطورههه؟! موافقید امروز یه کتاب جنایی داشته باشیم؟!
خب داستان ما از اینجا شروع میشه که به پلیس اخراجی داریم ایشون یه کاری کرده که باعث شده اخراج بشه اما . . .
پلیس بودن به سبک زندگیه و نه یه شغل... برای همین نمیتونه یهو همچیز رو ببوسه بذاره کنار، پس این آقای پلیس سابق به صورت کاملا غیر قانونی به بیسیم پلیس همچنان وصل میمونه و مکالماتشون رو گوش میده . . .🤭
تا این که یه روز کاملا اتفاقی کد یک صفر هفت رو از بیسیم پلیس میشنوه ... این یعنی یه جنازه پیدا شده و این داداشمون خودش رو سریع به محل میرسونه 🚔 اما ....... خیلی زود اون آرزو میکنه کاش هیچوقت پاش رو توی صحنه جرم نمیذاشت :)))) شاید این جوری زندگی بهتری در انتظارش میبود
یه دو جلدی جنایی داریم با داستانی استرس زا و غیر قابل پیش بینی وقتشه دوباره بیفتیم دنبال قاتلهای سریالی و پلیس های باهوش🚔
خب،موافقید بریم برای داستانش و ببینیم چه اتفاقی برای پلیس ما افتاده؟!
هفت سال پیش من یکی از بهترین نیروهای پلیس بودم ولی توی یه روز همه چیز نابود شد .... اون روز روی پل، من مجبور بودم تصمیمی بگیرم و همون تصمیم باعث اخراجم شد!
من نمیتونستم همینجوری بیخیال شغلی بشم که بخش بزرگی از زندگیم بود پس همچنان به بیسیم پلیس وصل بودم و مکالماتشون رو میشنیدم غیر قانونی بود؟ معلومه که آره ، اما من اهمیتی نمیدادم !
اون روز خاص، روزی که همه این قضایا شروع شد من کیف پولم رو گم کردم و وقتی برای پیدا کردنش به ماشین برگشتم کد یک صفر هفت رو شنیدم ! کد مربوط به پیدا شدن جسد اونم نه هر جسدی. . .
جسد جدیدترین قربانی کلکسیونر چشم‼️ جنایتکاری که بچه ها رو می دزدید مادرهاشون رو میکشت و به پدر ۴۵ ساعت وقت میداد تا بچه رو پیدا کنه و اگه موفق نمیشد فقط میتونست جنازه بچش رو تحویل بگیره!
حضور من توی صحنه جرم چندان مایه خوشحالی همکارهای سابقم نبود.. اونا میخواستن بدونن من چطوری خودم رو رسوندم اونجا ... بهشون از کد گفتم و اونا گفتن خیلی وقته دیگه کد اعلام نمیشه !