داشتم نقشهمون رو نابود میکردم، جونِ هر دومون رو به خطر مینداختم. برنده شدن توی مبارزه هیچ فایدهای نداشت؛ بنابراین فرصت رو در اختیار اورو قرار دادم. با شمشیرم به جایی ضربه زدم که میتونست به راحتی دفعش کنه. همین اتفاق هم افتاد و در کسی از ثانیه، شمشیرِ اورو قلبم رو نشونه گرفت. من مبارزه رو باختم، خودم خواستم که این طور بشه. و اورو این رو فهمیده بود، با نگاه مرموز و چشمهای ریز شدهاش بهم زل زده بود. اون نقشهی من رو فهمیده بود؟ نمیدونم.
اوضاع رو داشتم خراب و خرابتر میکردم. توجههای زیادی به من جلب شده بود.
توجه گریم و اورو!!
دو فرمانروایی که دشمن همدیگه بودن، اما نگاه هر دوشون روی من بود. . .🥷
طبق نقشههای ترا و پاپی، من باید به اورو نزدیک میشدم، اغواش میکردم و قلبش رو به دست میآوردم تا باهام ازدواج کنه.
اما سنگینی نگاهش، باعث میشد که ازش فرار کنم. حالا باید چیکار میکردم؟ چهطور میتونستم به اورو نزدیک بشم؟ چهطور میتونستم سد دفاعیش رو بشکنم و راهم رو به قلبش باز کنم؟ گریم برای چی همیشه اطراف من حضور داشت؟ چرا سعی میکرد باهام بازی کنه؟ خودمم نمیدونستم، اما اتفاقهای خوبی در پیش نبود...
🥀 آیــسلا کـــرون :
꒱ فرمانروای سرزمین بومین.
꒱ چشمهای سبز تیره.
꒱ موهای بلند قهوهای تیره.
꒱ برخلاف بقیه فرمانروایان، قدرتی نداره.
꒱ از زمانی که تونسته راه بره، مبارزه کردن رو یاد گرفته.
꒱ جنگجوی خیلی خوبیه.
꒱ اعتماد به نفس بالایی داره.
꒱ مثل بقیهی مردم بومین، قلب نمیخوره.
꒱ با "سلست" دوست صمیمی هست.
🌚 گریمشــا :
꒱ فرمانروای سرزمین شبآگین.
꒱ بهش میگن "گریم".
꒱ سنش بیشتر از 500 ساله.
꒱ قد بلند و هیکلی.
꒱ چشمهایی به سیاهی شب.
꒱ موهای مشکی که روی صورتش ریختهان.
꒱ چال گونه داره.
꒱ به شدت مرموزه و رفتارهای عجیب انجام میده.
꒱ آدم رو بین اعتماد و بیاعتمادی نگه میداره.
꒱ به آیسلا میگه "قلبخوار".
꒱ میتونه احساسات رو بخونه.
A MAN;جدی🥲🤌🏻
نــورفام
"متنکامل|💗🥞"
تعـدادصفـحات:504|🌝🌷
نویــسنده:الکساستر|🌱📝
انتشـارات:ایرانبان|🌿🦦
ژانـر:انمیزتولاورز،فانتزی|🤍✨
قیمتقبلازتخفیف:670/000تومان
قیمتبعدازتخفیف:550/000تومان
برای داشتنش مناینجام|👇🏻🫀
@moon_ad
https://eitaa.com/joinchat/2063532783C8478db537b