eitaa logo
دو بیت شعر | dobeit
8.8هزار دنبال‌کننده
4هزار عکس
1.5هزار ویدیو
16 فایل
🔥لـذت دیگـرے را تجربه کنید 🗣 ارتباط @elhamdolellah
مشاهده در ایتا
دانلود
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی شبی که تو رفتی... سحر نگشته هنوز... 💔 @dobeit | دو بیت شعر
تو از زمان تولد درون من بودی وگرنه عشق که اینقدر اتفاقی نیست! @dobeit | دو بیت شعر
ری پایتخت عشق علی شد، چنان‌که قم عشقی که بال بر سر ایران گرفته است یا سیّدالکریم! نگاهِ عنایتی تهران تو را دو دست به دامان گرفته است از تشنگانِ شهرِ فراموش یاد کن تا بشنویم باز که باران گرفته است... @dobeit | دو بیت شعر
من در تو گریزان شدم از فتنه‌ی خویش من آنِ توام، مرا به من بازمده... @dobeit | دوبیت شعر
دوست می‌دارم من این نالیدن دلسوز را تا به هر نوعی که باشد بگذرانم روز را وه که گر من بازبینم چهرِ مهرافزای او تا قیامت شکر گویم طالع پیروز را عاقلان خوشه‌چین از سِرّ لیلی غافلند این کرامت نیست جز مجنون خرمن‌سوز را دیگری را در کمند آور که ما خود بنده‌ایم ریسمان در پای حاجت نیست دست‌آموز را سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را @dobeit | دو بیت شعر
ایران به آتش می کشد، خاموشی تاریخ را هوشیار پایان می دهد، مدهوشی تاریخ را  ایران به شوق زندگی، در مرگ رویین تن شده  مرد و زنش تلفیقی از ابریشم و آهن شده +۲۰۰شب‌پایمردی @dobeit | دو بیت شعر
بیتِ آخر وَ همان صُحبت تکراریِ دل ای بِسـوزد پدر عِشق که سوزاند مرا... ❤️‍🔥 @dobeit | دو بیت شعر
چه خوش است راز گفتن به حریف نکته سنجی که سخن نگفته باشی به سخن رسیده باشد @dobeit | دو بیت شعر
گفتی ز دل برون کن غمهای بیکران را تو پیش چشم و آنگه جای گله زبان را بگذشت از نهایت بی خوابی من، آری دشوار صبح باشد شبهای بیکران را رسوای شهر گشتم از بس که دیده من دمدم همی تراود خونابه نهان را از آه سوزناکم دود از جهان برآمد بی‌تو جهان چه باشد، آتش زنم جهان را شاید اگر بخندد بر روزگار خسرو آن‌کس که دیده باشد رخساره‌ای چنان را +شاید: شایسته است @dobeit | دو بیت شعر
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دلم جواب بَلیٰ می‌دهد صَلایِ تو را صَلا بزن که به جان می‌خرم بلایِ تو را به‌زلف گو که ازل‌تاابد کِشاکِش توست نه ابتدای تو دیدم، نه انتهای تو را کِشم جفایِ تو تا عمر باشدم، هر چند وفا نمی‌کند این عمرها وفایِ تو را تو از دریچه دل می‌روی و می‌آیی ولی نمی‌شنود کس صدایِ پایِ تو را ز جورِ خلق به پیش تو آوَرَم شِکوِه بگو که با کِه بَرم شرحِ ماجرایِ تو را؟ به جَبر گر همه عالم رضایِ من طلبند من اختیار کنم ز آن میان رضایِ تو را دل شکسته من گفت شهریارا بس! که من به خانه خود یافتم خدایِ تو را @dobeit | دو بیت شعر