همیشه قبل هر حرفی برایت شعر میخوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمیدانم
نمیدانم چرا اینقدر با من مهربان هستی
نمیدانم کنارت میزبانم یا که مهمانم
نگاهم روبهروی تو بلاتکلیف میماند
که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم
به دریا میزنم، دریا ضریح توست غرقم کن
در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم
سکوت هرچه آیینه! نمازم را طمأنینه!
بریز آرامشی دیرینه در سینه، پریشانم
تماشا میشوی آیه به آیه در قنوت من
تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم
اگر سلطان تویی دیگر اِبایی نیست میگویم:
که من یک شاعر درباریام، مداح سلطانم
#سید_حمیدرضا_برقعی
@dobeit | دو بیت شعر
آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
احساس سوختن به تماشا نمی شود
@dobeit | دو بیت شعر
عشق، قابیل است، قابیلی که سرگردان هنوز
کشتهی خود را نمیداند کجا پنهان کند!
#نجمه_زارع
@dobeit | دو بیت شعر
دو بیت شعر | dobeit
ای لحظهای که در سر هر شاخه فکر توست ای نوبهار تا به ابد جاودان بیا #فاضل_نظری @dobeit | دو بیت شع
افتادهام به راهت چون اشک بیروانی
مکتوب انتظارم شاید مرا بخوانی
#بیدل_دهلوی
@dobeit | دو بیت شعر
دردِ ما را نیست درمان الغیاث
هجرِ ما را نیست پایان الغیاث
دین و دل بردند و قَصدِ جان کنند
الغیاث از جورِ خوبان، الغیاث
در بهایِ بوسهای جانی، طلب
میکنند این دلسِتانان الغیاث
خونِ ما خوردند این کافَردلان
ای مسلمانان چه درمان؟ الغیاث
همچو حافظ روز و شب بیخویشتن
گَشتهام سوزان و گریان الغیاث
#تفأل_به_حافظ
@dobeit | دو بیت شعر