باهـزارتادخترچتمیڪنی!
همہروهم وابستہڪردی
بھهمَشونمقولازدواجدادے:/
اونوقتجایےدیگِہ
میریخواستگارے؟!
اونَمهَمسرےڪِهباحیاونَجیبباشہمیخوای؟
نہبابا..!تودیگہڪےهستے!
والا حاجےماشنیدیم
؛المنافقات للمنافقون...
دنبالطیباتنگردڪهنمیشہ
یعنی زن ومرد پاک نصیب زن ومرد پاک می شوند
با این دید، توکل معنا پیدا می کند
که در روایت آمده است:
[ کُن لِمَا لا تَرجُو ارجَى مِنکَ لِمَا تَرجُو ]
به آنچه امید ندارى امیدوارتر باش!
چون آنچه را که به آن امید دارى
قطعاً از تو می بُرند..
+علیصفائیحائری
ما حاجت های دلمون رو از توی هیئت هایی که حتی یه بلندگو هم نداشتن گرفتیم .
تو؛ صدای مارو قبل از اینکه خودمون بفهمیم دلمون چی میخواد، میشنوی و برامون کنار میزاریش . .
گفتی از این راه نرید،رفتیم!
بدی کردیم،
نمکدون شکستیم،
ما غبارِ روی کفشِ نوکرات هم نمیشیم ولی رو مرامِ تو حساب باز کردیم،
چون از نگاه های تو دلِ سنگ ،نرم میشه . .
حُر،از زنجیره گناها رها میشه،مشتی میشه . .
خدایا!
به ما محض حرمت آمدنِ حسین(ع) عزم سفر بده . .
خدا همیشه بهت یه شانس دیگه میده
خدا وقتی زمین خوردی دستتو میگیره
خدا بعد از سختی ها بهت شادی هدیه میده
خدا آینده ی قشنگی رو برات میسازه
خدا دردت رو تسکین میده
خدا اونی که میخوای رو برمیگردونه
خدا چیزای رو میبینه و میشنوه که تو
نمیبینی و نمیدونی
خدا شونه به شونه باهاته رفیق
کافیه بهش اعتماد کنی
#ناشناس
20.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
+ مذهبیا خیلی افسردن ، همش درحال گریه زاری هستن.
مذهبیا😂 :
هدایت شده از مجهول الحال.
عید قربان شده و در عوض قربانی
ما به قربان تو رفتیم ،ابا عبدالله
فقط من که بر میگردم با هیجان به مامانم میگم ببین این طوریه اون طوریه ببین چی گفت
و مامانم که این شکلیه 😶😑
و میگه مگه تو امتحان نداری 😐😂
قدر کارشناسی های منو نمیدونن :/😂
رفتم درس بخونم
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی
به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی
ز تو دارم این غم خوش به جهان ازا ین چه خوشتر
تو چه دادیَم که گویم که از آن بهاَم ندادی
چه خیال میتوان بست و کدام خواب نوشین
به از این در تماشا که به روی من گشادی
تویی آن که خیزد از وی همه خرمی و سبزی
نظر کدام سروی؟ نفس کدام بادی؟
همه بوی آرزویی مگر از گل بهشتی
همه رنگی و نگاری مگر از بهار زادی
ز کدام ره رسیدی ز. کدام در گذشتی
که ندیده دیده رویت به درون دل فتادی
به سر بلندتای سرو که در شب زمینکن
نفس سپیده داند که چه راست ایستادی
به کرانههای معنی نرسد سخن چه گویم
که نهفته با دل سایه چه در میان نهادی
هوشنگ ابتهاج
#ناشناس