زندگی با همدم نااهل، جان فرسودن است
من چنین زندانیام با خویش در یک پیرهن
- فاضل نظری
دچار
•از لحاظِ روحے احتیاج دارم یہ هفتہ برم تو ڪلبہ جنگلے تو شمال نتمو خاموش ڪنم ، توے تراس بشینم پتو پیچ
حال و هوای این روزام ؟!
بارونی تر از جنگلای تالشم :)
دچار
یجا خوندم میگفت : اونی که گریه میکنه یه درد داره اما اونیکه میخنده هزارتا ...!
ولی میدونین
یه مدل گریه هم هست که
طرف به هزارتا دردش خندیده
اما جلوی یکیشون بدجوری کم اورده :)
دچار
ولی میدونین یه مدل گریه هم هست که طرف به هزارتا دردش خندیده اما جلوی یکیشون بدجوری کم اورده :)
بقول شاعر :
رنج حرمان نکشیدی که بدانی چی کشیدم...
من آسمان پر از ابرهای دلگیرم
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
من آن طبیب زمین گیر زار و بیمارم
که هر چه زهر به خود می دهم نمی میرم
من و تو آتش و اشکیم در دل یک شمع
به سرنوشت تو وابسته است تقدیرم
به دام زلف بلندت دچار و سردرگم
مرا جدا مکن از حلقه های زنجیرم
درخت سوخته ای در کنار رودم من
اگر تو دلخوری از من، من از خودم سیرم
- فاضل نظری