دچار
مینویسم که پناهندهی حیدر هستم! اوست سلطانمو من شیعهی حیدر هستم.. #ناشناس
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
يَوۡمَ لَا يَنفَعُ مَالٞ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنۡ أَتَى ٱللَّهَ بِه حُباً علی💚
صبح، وقتی به شما عرضِ ارادت میکرد
رجبهرج فرشِ حرم داشت عبادت میکرد
پیکِ حق گوشۀ صحن آمد و نقاره به دست
آیۀ "یُنفَخُ فی الصُّور..." تلاوت میکرد
با همین چشمِ پر از شرمِ گناهم دیدم
ماه، یک بار نه، صد بار سلامت میکرد
زیر باران کرم قلب گناهآلودم
کنج ایوان طلا قصد طهارت میکرد
کوهِ ابیات فرو ریخت، غزل می لرزید
در سرم قافیه و وزن قیامت میکرد
اشهد انَّ غزل...قافیه ها صف بستند
شعر مأموم شد و عشق امامت میکرد
وای انگار جهان دور حرم میچرخید
به گمانم که خدا داشت زیارت میکرد
شب از راه رسیده منِ عزیز .
نقابِ صبوری را آرام از چهره بردار ، دستِ دلتنگیهایت را محکم بگیر و کنارِ خودت بنشان . خیالش را عزیز بِدار و قصهی هزار و یک شبِ خواستنها و نداشتنها را در گوشش زمزمه کن که به خوابی عمیق رود و رویای نیمهشبِ چشمها را برای هزار و چندمین بار ببیند و نفسی تازه کند .