اگرچه همقدم گردباد میگردم
دمی نرفته ز یادم که کمتر از گردم
چرا ز سینهی من دود آه سر نزند؟
که کوهی از غم و آتشفشانی از دردم
نه پر خروش! که من، آبشار یخ زدهام
نه پرغرور! که آتشفشانِ دلسردم...
فریب خوردهی عقلم، شکست خوردهی عشق
من از که شکوه کنم؟ چون به خود ستم کردم!
همیشه جای شکایت به خلق بسیار است
ولی برای تو، از خود شکایت آوردم...
ــ فاضل نظری
توجه انسان به
هرچیز حدّ او را تعیین میکند.
اگر چیزی که انسان به آن توجه میکند محدود باشد علیرغم ذات نامحدودش، محدود میشود، هرچند که نفس او در جای خود بیحد و نامحدود است.
در شرایطی که انسان دلبندِ دنیای محدود شد و شخصیت خود را محدود نمود، حقیقت خود را زندانی کرده است!