حُزن از جایی به بعد
در ِدهان را میبندد،
و قلب را مندرس و
در خفا به گور وا میگذارد ؛
پناه بر او که مرا مبینید و میشنود .
فکر کنم یه تصویر دیگه از تسلیم نشدن این شکلی باشه که با امیدِ کمی که تویِ وجودت دوزش کم و زیاد میشه پل میسازی برای آینده ، با زانوی زخمی که درد ازش چکه میکنه قدم بر میداری به جلو ، با قلبی که هزار بار شکسته و هربار یه تیکه ازش گمشده لبخند میزنی ، با روح خستهای که آلوده به غمه هدف تعیین میکنی .
فکر میکنم یه وجه دیگه از تسلیم نشدن این شکلی باشه که با تمام توان ،
[ دنبال قطار زندگی رکاب میزنی ]
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هعی اومدم آرزوی شهادت کنم
یکی کوبید تو سرم
بدبخت کجای زندگیت شهداییه که الان آرزوی شهادت میکنی ؟!
شهید زندگی کردی که الان آرزوی شهادت میکنی ؟!
این همه گناه
این همه گناه
این همه گناه
چقدر تفاوته بین من و اونا
کجای کارم واقعا ؟
کاش روح ما هم آزاد بود خدایا
زلالی روحشون رو میخوام :)))
ولی خودمونیم هیچ کس نفهمید این هیئتا ،روضه ها ، مداحیا ما رو از چه فروپاشی های روانیی نجات داد...
دچار
ولی خودمونیم هیچ کس نفهمید این هیئتا ،روضه ها ، مداحیا ما رو از چه فروپاشی های روانیی نجات داد...
گفته بودم هیئتِ تو این مسجد یکی از آرزوهای من بوده که برآورده شده؟