استادمون میگفتن گاهی یه حرفی میزنی
که بعداً میبینی واسهت حکم قتل نفس نوشتن!
یعنی تو با حرفی که زدی یک نفر رو کُشتی!
روحـش بعد از حرف تو ترک برداشته،
دلش شکسته؛
حتی اگه جسمی سالم باشه...
یاد حـرف تجربهگر برنامهی زندگی پس از زندگی افتادم که گفت یکی رو ناراحت کردم
و وقتی رفته بود خونه، ناراحتیش روی گلهاش
هم اثر گذاشته بود و من اون دنیا باید به گلهاش
هم جواب میدادم..
چقدر همه چیز دقیقه و چقدر همه چیز رو شوخی گرفتیم..!
دچار
استادمون میگفتن گاهی یه حرفی میزنی که بعداً میبینی واسهت حکم قتل نفس نوشتن! یعنی تو با حرفی که ز
هرچی ما شوخی شوخی انجام دادیم جدی جدی نوشته بودند ....
هدایت شده از اَنارستــــــون
مثل یک نرگس سرما زده از وحشت برف
سخت محتاج به گرمای پر و بال توام...
#السلام_علیک_یا_علیبنموسیالرضا
ولی بیاید با آدمهایی نشست و برخاست
کنیم که مارو بزرگ کنن؛
آدمایی که بعد از چند وقت، هرکسی دیدمون
بگه فلانی! نور بالا میزنیها! خبریه؟!
لااقل اگه شبیهشون نشیم هم میگیم
با فلانی که آدم حسابیه و حلال و حروم
سرش میشه رفیقم.. نه؟!
آدمیزاد رنگ میگیره!
با آدمای خوش رنگ همنشین بشیم..
✆䔆✆䔆 ㈆䔆✆䘆793_50192215661508.mp3
زمان:
حجم:
12.8M
🔸دیدار به وقت سهله
🎧 قسمت سوم: شهد وصال
📚العبقریالحسان، ج۲، ص۴۸۴.
#داستان_تشرف
#دیدار_به_وقت_سهله
#سهله_خانه_امام_زمان علیهالسلام
آقای اباعبدالله؛
خوش آن مـُردن که بر بالینِ خویشت بینم و باشـَد
اجـل در قبض جان، تن مضطرب، من در تماشایـَت...
دچار
آقای اباعبدالله؛ خوش آن مـُردن که بر بالینِ خویشت بینم و باشـَد اجـل در قبض جان، تن مضطرب، من در تما
من اگه مُردم
نکنه نیای
نکنه نیای
نکنه نیای ....
هرلحظه که تسلــیمم، در کارگَه تَقدیــر
آرامتر از آهــو، بیبــاکتر از شیرم،
هرلحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر،
رنــج از پی رنــج آمد،
زنجــیر پی زنجیــر...!
انسان، در مبارزه میان حق و باطل
به کمال میرســد؛
چه در درون خویش که جهــادِ اکبر باشد
و چه بیـــرون از خود که جهاد اصغر!
-شـهیدسیدمرتضـیآوینـی
هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند
نه که قصّاب به خنجر چو سر میش ببُرّد
نهلد کشتهٔ خود را، کُشد آن گاه کِشاند
چو دم میش نمانَد ز دم خود کُنَدش پُر
تو ببینی دم یزدان به کجاهات رساند
به مثَل گفتهام این را و اگر نه کرَم او
نکُشد هیچ کسی را و ز کشتن برهاند
همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد
بدهد هر دو جهان را و دلی را نرماند
دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش
به که ماند؟
به که ماند؟
به که ماند؟
به که ماند؟ :)
هله خاموش که بیگفت از این می همگان را
بچشاند بچشاند بچشاند بچشاند
_مولانا