«باشد که شبانگاهان بر سرشان بریزیم؛ همچون عقابان تیز پروازی که شب و روز برایشان معنا ندارد..»🇮🇷
+ احمد متوسلیان
هدایت شده از محبین
پای ایران همگی یک نفس و یک دستیم
مـا جگــر دار تـریــن مــردم دنیـــا هستیـــم
@ir_mohebin
نمیخوام غُـربزنما؛ ولی تو یكحالتی گیرکردم که نه میتونمبخوابم، نه میتونمنخوابم.
نه میتونم خبربخونم، نه میتونمنخونم.
نه میتونم درسبخونم، نه میتونمنخونم..
[اَللّهُـمَّ عَجِّل لِوَلیِّكَالفَـرَج بحق مولـیالموحدین علـیبنابیطالـب'علیهالسلام.]
جنگهمینه دیگه
۲ تا میزنی
۴تا میخوری
۱۰ تا میزنی
۵ تا میخوری
زد و خورد داره
۱۰ تا مکان رو میزنی
۲۰ نقطه از کشورت رو مورد هدف قرار میدن
هزینه داره
ولی جنگ نکردن
هزینه خیلی بیشتری داره
میان میزنن هرکاری میکنن
تو فقط میشینی نگاه میکنی
یهو به خودت میای
میبینی عزتت،شرفت،وطنت رو دادی
شدی مستعمرهی توسری خوری که
ارزشِ یک سگ از وجودِ تو بیشتر شده!
ما هیچ وقت شروع کنندهی جنگ نبودیم
در هیچ برهه ای از تاریخ
ولی این بار
در این برههی تاریخ
ما پایانِ جنگ را ترسیم خواهیم کرد!
دنیای امروز دنیای گفت و گو ها نیست
موشک ها را بر سر صهیون آوار خواهیم کرد...
عمار شهید شده بود. نیمههای شب بود که امیرالمومنین (علیهالسلام)، همینطور که میان کشته شدهها قدم میزد، به پیکر او رسید. اشک میریخت و میفرمود: «ای مرگ! دیگر چقدر تحمل جدایی و دوری دوستان؟! تو که برای دوستان، دوستی باقی نگذاشتی؛ میبینم که دوستان را خوب میشناسی، و با دقت آنان را گلچین میکنی...»
📚کتابِ کفایة الاثر | کتابی روایی در اثبات امامت و خلافت امامان معصوم(عليهم السلام)
📖 صفحه ۱۲۲
#هایلایت
در دل آشوب، ادامه بده((:
در سرزمینی که صدای انفجار، جای لالایی شبانه را گرفته؛
در اتوبوسی که پنجرههایش، بازتاب قرمزی آژیرهای اضطراباند؛
در همین هیاهو، کسی هست که صفحهای از کتاب را ورق میزند... ((:
و این یعنی هنوز "امید" زنده است.
در روزگاری که سایهی جنگ روی دیوار شهر افتاده،
توکل به خدا، پناهِ دلهای بیقرار ماست.
نه از ترس، که از ایمان باید ایستاد؛
نه با بغض، که با باور باید زندگی کرد((:
وطن، فقط خاک نیست ...
وطن، کتابیست که در دل جنگ هم خوانده میشود((:
وطن، دلیست که از مهرش نمیگذرد.
و تو، ای رهگذرِ صبورِ اتوبوس غروب،
تو خودِ وطندوستی، بیآنکه فریاد بزنی.
وطن یعنی نشکستن،
یعنی خوندن، نوشتن، موندن،
یعنی ایستادن وقتی همه خستهان،
یعنی جنگیدن با ناامیدی ؛ بیهیاهو، بیفریاد، بیادعا.
خدایا...
ما را عاقبتبخیر کن،
ما را در راه حق ثابتقدم نگه دار،
و اگر شهادت، سهم ما بود،
آن را چون افتخاری بر سینهمان بنشان.
- اگر باید برویم،
بگذار با افتخار برویم...
اگر باید بمانیم،
بگذار با عشق بمانیم(( :
پ.ن :
عکس از غروب امروز ؛ اصفهان !
/نامه ای از مریم📬/
#روایت_چهاردهم
#کبوتر
https://eitaa.com/m_fayaz96