بعدازشهادتِخانمرقیهجان،اِمـامسجاد
سربهدیوارِخرابهگذاشتنوبهشدتگریهمیکردن.
عمهجانزینبسلاماللهعلیهابهشونفرمودن
برادرزادهجانم ، شمااِمـامی! حجتِخدایی!
برایچیاینطوریبیتابیمیکنی؟!
آقاجانفرمودن:عمهجان . .
دلمبرایاینمیسوزهکهدیروزخواهرمرقیه
سربهدیوارگذاشتهبودورنگبهرخسارنداشت ؛
بهشگفتمخواهرم؟چیشدهکهسربهدیوارگذاشتی
ورنگِصورتتپریده؟!
رقیهجوابیدادکهدلمروسوزوندعمهجان!
دلِمنِامـامروسوزوند . .
هدایت شده از ᴿᵘᶻᵉ 𝙁𝙚𝙠𝙧 | روضهفکر
وهب وقتی رسید به امام حسین
ظاهرش به امام نمیخورد دیگه..
حر هم که رسید به امامش،
ظاهر و کلام و دهان و زندگیش
به امامش نمیخورد دیگه..
حالا من کی باشم این وسط،
عیبجو و تیکهانداز حر باشم!
یهو دیدی حر رسید به کربلا..
من هنوز دارم دنبال عیوب بقیه میگردم
برای اثبات درون خالی خودم،
و اینکه «من بهترم، تو بدی!» 🌱
"فَمُذْ کنتُ طفلاً رأیتُ الحسین{ع}
مَناراً إلى ضوئهِ أنتَمی.."
از کودکی حسین{ع}برای من
گنبدی نورانی بود
که خود را به نور او متصل میکردم..